افراسیاب

این صفحه معمولاً با فایرفاکس دچار مشکل می شود. ترجیحاً برای باز کردن آن از کروم یا آی ای استفاده کنید.
-------*قابل توجه دانشجویان عزیز*--------
مستندات رسمی دروس در سایت دانشگاه (صفحه مستندات دروس) نیز بارگذاری می شوند. لذا در صورت مشکل بودن مراجعه به این سایت، میتوانید از سایت مزبور استفاده نمایید.
-------------------------------------------------
روایات صحبت بیشتر از پنج کلمه ضروری با نامحرم را نهی کرده اند. استاد و همکلاسی هم نامحرمند. مراقب باشیم شیطان به بهانه درس و کتاب ما را به وادی حرام نکشاند.
-------------------------------------------------
خدایا گر که مردم آزارم کنند مردم آزارم مکن!
صادقانه و مسئولانه کار کنیم. نه برای حقوق و دستمزد، نه برای پاداش و ترفیع. به خاطر شخصیت انسانی مان. ما گرامی تر از آنیم که به خاطر مادیات، امانت را قربانی خیانت کنیم. ما شریف تر از آنیم که کم کاری و کم فروشی کنیم حتی اگر کمتر از تلاشمان مزد بگیریم. ما عزیزتر از آنیم که عزتمان را به پارتی و رشوه بفروشیم. و اگر گرامی، شریف یا عزیز نباشیم پس چرا باشیم؟!
"و براستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم"
-------------------------------------------------
کلیه دانشجویان عزیز می توانند برای دریافت دی وی دی هدیه شامل سخنرانی های آقای مجتهدی، مداحی های آقای کوثری و تلاوت هایی از برترین قاریان جهان اسلام به دفتر اینجانب مراجعه نمایند.

آیه اولی الامر

جمعه, ۱۸ مهر ۱۳۹۳، ۰۸:۴۰ ب.ظ

ای کسانی که ایمان آورده اید خدا را اطاعت کنید و پیامبر و صاحبان امرتان را اطاعت کنید. و اگر درباره چیزی نزاع داشتید آن را به خدا و پیامبر ارجاع دهید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید. این برای شما بهتر و از نظر عاقبت نیکوتر است. (نساء 59)

در این آیه، اطاعت از اولی الامر هم ردیف با اطاعت از پیامبر قرار گرفته و بطور قطع و بدون چون و چرا لازم شمرده شده است. این مسأله به وضوح نشان می دهد که اولی الامر باید معصوم باشند. زیرا اگر اولی الامر معصوم نباشند ممکن است اشتباهاً امر به انجام عملی کنند که خلاف دستور خدا باشد. در اینصورت یک تضاد در حکم الهی پیدا خواهد شد. چرا که فرد مؤمن از طرفی باید از خدا اطاعت کرده و انجام آن عمل را ترک کند و از طرف دیگر چون خدا اطاعتش از اولی الامر را واجب کرده باید عمل را انجام دهد که این سبب ایجاد تضاد و تناقض و در واقع اجتماع "امر" و "نهی" می شود.

بنابراین، از یک طرف می بینیم خداوند فرمان اولی الامر را بدون هیچ قید و شرط لازم دانسته و از طرف دیگر اگر اولی الامر معصوم از خطا نباشند چنین فرمانی صحیح نیست لذا اولی الامر باید حتماً معصوم باشند. 

حال این سؤال مطرح است که چه کسانی می توانند معصوم باشند؟

آیه فوق وجود افراد معصوم را ثابت می کند. چرا که اگر این افراد معصوم وجود نداشتند در آیه فوق به آن ها (اولی الامر که ثابت شد باید معصوم باشند) اشاره نمی گردید.

در فرهنگ شیعه اولی الامر امامان معصوم هستند که رهبری مادی و معنوی جامعه اسلامی به آن ها سپرده شده است و غیر از آن ها را شامل نمی شود. 

اما آیا در فرقه های دیگر اسلامی شخص یا اشخاصی معرفی می شوند که معصوم باشند؟

در این فرقه ها افرادی مانند حکام، فرماندهان، دانشمندان، صحابه پیامبر، خلفای چهارگانه و یا اجماع ملت مصداق اولی الامر نام برده شده اند. اما مسلماً هیچ عقل سلیمی نمی تواند ادعای معصوم بودن این مصادیق را داشته باشد. تنها مصداقی که ممکن است کمی و فقط کمی جای درنگ داشته باشد اجماع ملت یا رأی اکثریت است که آن هم ممکن است کاملاً دستخوش تبلیغات، جوسازی ها، شایعات و مسائلی از این دست شده و از مسیر حق فاصله بگیرد. ضمن اینکه اجماع یا رأی اکثریت از دستیابی به برخی حقایق ذاتاً عاجز است. به عنوان مثال اگر بخواهیم از ترکیب عناصر تشکیل دهنده آب آگاه شویم کسب نظر از یک متخصص آگاه بهتر از دریافت نظر جمعی یک گروه چند هزار نفری از افراد است که ممکن است اطلاع دقیقی از مسأله نداشته باشند. به عنوان نمونه ای از شریعت، به ستون دین و مهمترین عبادت آیین اسلام یعنی نماز و مقدمه آن یعنی وضو توجه کنید که با شیوه های مختلف در فرقه های مختلف اسلامی انجام می شود. واقعاً کدام شیوه انجام نماز یا وضو حق است؟

برای کسانی که اعتقاد شیعی دارند جای نگرانی وجود ندارد چرا که آن ها معتقد به امامی آگاه و معصوم از اشتباه هستند که در حال حاضر وجود داشته و بر همه امور نظارت دارد و اگر مثلاً نماز امت شیعه دچار اشکال شود آن را از طریق وکلای خود که مراجع تقلید هستند برطرف خواهد نمود. 

اما آیا در اعتقاد سایر فرقه های اسلامی مجرایی برای حل این مشکل وجود دارد؟ با توجه به اینکه اسلام دینی برای تمام اعصار بوده و تا قیامت آیین یا پیامبر دیگری نخواهد آمد.

نظر شما در این مورد چیست؟ با نوشتن نظرات خود در این بحث با ما همراه شوید.
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۷/۱۸
حامد افراسیاب

نظرات  (۴۶)

۲۰ مهر ۹۳ ، ۱۳:۵۱ آرش شعبانیان
با سلام...
در فرهنگ شیعه اولی الامر امامان معصوم هستند که رهبری مادی و معنوی جامعه اسلامی به آن ها سپرده شده است و غیر از آن ها را شامل نمی شود. در این فرقه ها افرادی مانند حکام، فرماندهان، دانشمندان، صحابه پیامبر، خلفای چهارگانه و یا اجماع ملت مصداق اولی الامر نام برده شده اند.
به نظر شما در حال حاضر که غیبت معصوم به اعتقاد شیعه وجود دارد اداره ی حکومت اسلامی بر عهده ی چه کسی می باشد؟؟؟؟ آیا اصلا الزامی وجود دارد که حکومت اسلامی باشد؟؟؟

پاسخ:
سلام. به نظر من میشه جواب این سؤال را با یه سؤال داد. به نظر شما اگر تو یک شهری پزشک نبود بهتره مسؤولیت مرکز بهداشت شهر رو بدیم به یک پرستار یا یک مهندس یا یک شخص بی سواد؟ یا نه کلاً مرکز بهداشت شهر رو ببندیم؟
قطعاًَ پرستار در مسأله سلامت به خوبی پزشک نیست اما از گزینه های دیگر بهتره. فقیه عادل هم در مسأله دین قطعاً به خوبی امام نیست اما از گزینه های دیگه بهتره.
البته بخشی از نظر شما به مسأله "رابطه دین با سیاست" مربوط میشه که اگر خدا خواست در آینده در موردش خواهم نوشت.
یا علی.
۲۰ مهر ۹۳ ، ۲۱:۴۰ دانشجوی کلاس طراحی اجزا
سلام....بنده این ایه را با حدیث ثقلین جذاب تر میدانم به خاطر همین  هم.......
«انّی تارکٌ فیکم الثِّقلَین کتاب اللهِ و عترتی ما ان تمسّکتم بهما لن تضلّوا ابداً لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض»
مسئله در باب توانایی معنوی امام بعد از پیغمبر است که عقلاً باید معصوم از خطا و لغزش باشد و ما حدیث ثقلین را دلیلی بر این امر می‌دانیم این حدیث توسط شیعه و سنی بسیار نقل شده است. وقتی که پیامبر صلی‌الله علیه و آله کتاب‌الله و عترتی را کنار هم می‌آورد یعنی نوع هدایت آن دو از یک سنخ است. و تمسک به هر دوی آن ها باید از یک سنخ باشد.

و تأکید حضرت بر این است که باید مردم این خود را از این دو منبع بگیرند و مرجع آن ها کتاب‌ خدا و عترت باشد. و وقتی که حضرت با این قاطعیت می‌فرمایند که از این دو منبع دین خود را بگیرید تا هرگز گمراه نشوید یعنی این دو منبع اشتباه ناپذیرند و پیروی و چنگ زدن به آن دو شما را از ضلالت و گمراهی بر حذر می‌دارد.
پاسخ:
کاملاً موافقم.
با سلام....
من به عنوان یک مسلمان شیعه اطاعت از اولی الامر را قبول دارم و بر خودم واجب میدانم. اما یک سوال است که برای من مساله ساز شده، اینکه در این دنیای پر از دروغ چه طوری و به چه کسی باید اعتماد کرد؟؟از کجا بفهمیم و باور کنیم که کدام یک از مراجع ما با امام زمان (ع) در ارتباط هستند؟؟؟؟
پاسخ:
سلام. الحمد لله تمام مراجع شیعه چه در ایران و چه در عراق در احکام شرعی اصلی مانند احکام نماز یا روزه اتفاق نظر دارند و مثلاً همه نماز رو به یک صورت میخوانند. بنابراین حتی اگر فقط به یکی از آنها هم اعتماد داشته باشیم مشکل حل خواهد شد.
اما اگر من سؤال شما برام پیش بیاد میرم قم و در نماز یکی از مراجع شرکت میکنم و بعد از نماز همین سؤال رو ازش میپرسم. حتی شاید به یکی هم اکتفا نکردم و از چند مرجع پرسیدم. مطمئن باش جوینده یابندست. اما اگر بنشینیم و تحقیق نکنیم هیچ وقت به جواب سؤالمون نمیرسیم.
۲۱ مهر ۹۳ ، ۱۶:۴۶ امیر جاری
سلام علیکم
با توجه به گفته های شما بهترین گزینه برای حکومت بر مردم فقیه عادل واجد شرایط می باشد. 
با توجه به آیه ی شریفه ی "لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی..." "در دین هیچ اجبارى نیست و راه از بیراهه به خوبى آشکار شده است. پس هر کس به طغیانگران کافر شود و به خدا ایمان آورد، حتماً بر دستاویزى محکم چنگ زده است، دستاویزى که ناگسستنى است و خداوند شنوا و دانا است."
تا زمانی که مردم به این نتیجه نرسند که حکومت خود را به دست حاکم اسلامی بسپارند، آیا لزومی هست که حکومت، اسلامی بوده یا حتی فردی به عنوان حاکم اسلامی باشد؟ آیا بهترین راه حل اجماع ملت نیست؟
پاسخ:
سلام. نظر شما در مورد ضرورت حکومت اسلامیه نه مطلبی که در مورد آیه اولی الامر نوشته شده. انشا الله اگر عمری بود در این مورد هم بعدا مطلبی خواهم نوشت. ضمناً هدف مطلبی که نوشتم مخالفت با انتخابات یا رأی اکثریت در انتخاب رهبران جامعه در زمان غیبت نیست بلکه منظور اینه که احکام الهی و شرعی (مثل نماز که در متن مثال زده شده) اگر از اجماع یا انتخابات بدست بیاید قابل اعتماد نخواهد بود. در مورد آیه شریفه ای هم که نوشتید در آدرس زیر توضیحات خوبی ارائه شده:
۲۱ مهر ۹۳ ، ۲۰:۳۳ امیر جاری
سلام
نظر بنده در رابطه با پاسخی بود که به اقای شعبانیان داده بودید؛ چرا که مسأله ضرورت حکومت اسلامی را بسیار  مبتلابه تر و ضروری تر دیدم.
 در رابطه با اینکه برای احکامی مانند نماز و وضو لزومی برای انتخابات وجود ندارد امری واضح است. البته اینکه شیعیان برای خروج احکام خود بهترین راه را انتخاب کرده اند نیز مسلم است.
پاسخ:
دوباره سلام.
ایرادی نداره. من فقط تذکر دادم تا دوستان دیگه راه رو ادامه نداده و کاملاً از یه بحث دیگه سر در نیاریم. و گرنه نظر شما کاملاً محترمه. بحث حکومت هم واقعا نیاز به یک مجال مستقل و مفصل داره که اگر علاقه مند باشید میتونیم مطرحش کنیم.
۲۱ مهر ۹۳ ، ۲۳:۲۵ شهره روشن

ضمن عرض سلام و تبریک ایام غدیریه (هشتم تا بیست و پنجم ذی الحجه)

چند سوال  مطرح شد که میتوان با توضیح و اثبات برخی مسائل به این مهم پی برد که پیروان فرقه ها و مکتبهای دیگر راه درستی در پیش نگرفته و با ادامه دادن این راه از خط حق فاصله میگیرند.

معصوم کیست ؟

ازونجایی که فرصت کم هست پاسخی اجمالی به این سوال میدم با توجه به مطالعات و تفسیر آیات و روایات، معصوم کسی است که به لطف خدا از هرگونه اشتباه ، خطا و فراموشی به دور است. البته چنین حالتی، نه از روی جبر و بی اختیاری، بلکه توأم با امکان و اختیار توانمندی در انجام گناه و اشتباه است. آنچه باعث می شود که اختیار نسبت به انجام اشتباهات هرگز به ارتکاب خطا و گناهان نینجامد، وجود عواملی چند در شخص معصوم است: "علم حقیقی به واقعیت امور بد و نیک"، "تأیید و توفیق ویژه از سوی خدا" و "بهره مندی از روح القدس"؛روحی مقدس و مطهر که همراه همیشگی معصوم است و ...

غیر از پیامبران الهی و چهارده معصومی که در اسلام معرفی شده اند، شخص دیگری معصوم نیست؛ زیرا دلیلی وجود ندارد تا اثبات کند دیگران نیز از "روح القدس" برخوردارند.

اما توجه به این نکته ی بسیار مهم نیز لازم است که عدم عصمت شخصیت های با عظمتی مانند: حضرت اباالفضل، حضرت ابوطالب پدر امیرالمؤمنین (ع) ، مادران مطهر و پاک معصومین، حضرت علی اکبر و ... ، به معنای گناهکار بودن آنان نیست، بلکه اینان فراتر از "عدالت" و پایین تر از "عصمت" اند.

اصولاً در فرهنگ ارزشیابی اسلام با سه واژه به ارزیابی شخصیت مثبت انسان ها می پردازند:

1. عدالت: داشتن حالت روحی پیشتازی در انجام واجبات و ترک گناهان.

 در این رتبه، صرف عمل به واجب و ترک حرام کفایت می کند و اگر از گناه کبیره اجتناب گردید و بر گناهان صغیره اصراری نشود به "عدالت" منتهی می گردد.

2. عظمت: فراتر از عدالت است و صاحب آن دارای روحی درخشنده و نورانی است و در زمره ی بندگان صالح خدا محسوب می گردد.

3.عصمت: صاحب آن از کوچک ترین اشتباه و خیال و توهم گناه و خطا به دور است. لازمه این مقام بر اساس روایات متعدد بهره مندی از روح القدس است.

امیدوارم با این نگاه اجمالی به سوال اول پاسخ نسبتا درستی داده شده باشد.

در فرقه های دیگر نمیتوان عصمت را نسبت به کسی به اثبات رساند زیرا مثال های نقض متعددی درمورد آنها وجود دارد.

از جمله در مورد خلفای 4گانه (سه خلیفه ی اول). شاید خلفا دارای مقام عدالت یا عظمت باشند ولی عصمت ؟!

پس مسئله ی عصمت کاملا مشخص شد.

میرسیم به مسئله ی وضو، چون وضو پایه ی نماز است و اگر وضو غلط باشد (هرچند نماز صحیح) نماز باطل است پس به تفسیر آیه ی وضو در این بخش می پردازیم

سوره ی مائده ، آیه 6ام نام گرفته به آیه ی وضو است:

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَیْنِ وَ إِنْ کُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ کُنْتُمْ مَرْضى‏ أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیداً طَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیْدِیکُمْ مِنْهُ ما یُرِیدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لکِنْ یُرِیدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَ لِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»

تفسیر این آیه در المیزان و منابع معتبر شیعی و مقالات متعدد از بزرگان فقه اینگونه آمده که به صورت گردآوری شده در اینجا ذکر میکنیم که هر مسئله به تفکیک درست بودن وضوی فرقه های دیگر را زیر سوال میبرد!

مسئلة اول:

1.         ما از این آیه یک ترتیب می‌فهمیم یعنی باید در این حرکات نظمی حاکم باشد. آیه به ترتیب ذکر کرده است.

2.         توالی در وضو را نیز از این آیه می‌فهمیم، چرا که ذکر نمودن حروف «فاء» و واو عطف ترتب را نشان می‌دهد، ضمن اینکه آنچه که بین اکثر مفسرین مطرح است آن است که بین مسح و غسل فرق است و مسح بایستی از رطوبت دست باشد لذا نمی‌شود دست و صورت را شست و فاصله انداخت برای مسح، چرا که خشک می‌شود و لذا این مجموعه یک عمل بهم پیوسته است و نمی‌تواند با فاصله باشد.

مسئلة دوم: غسل وجه:صورت چیست و محدوده آن کدام است، از آنجا که قرآن با مردم سخن گفته، مردم از صورت تمام وجه را که به عنوان چهرة هر کسی ظاهر است می‌شناسد ولی در روایت آمده است: «ما یدور علیه الابهام والوسطی عرفاً و طوله من قصاص شعرالرأس إلی الذقن‌»البته شافعیه شستن زیر چانه را نیز لازم می‌داند.

مسئلة سوم: غسل ید:

در این باره چند سؤال مطرح است. اولاً: صورت اول شسته می‌شود یا دست؟ که کسانی مانند حنفیه (در اهل سنت) گفته است باید دست مقدم به صورت شسته شود. ولی بقیه مثل شیعه گفته‌اند که شستن اولیه کفین لازم نیست و وضو از صورت شروع می‌شود.هر چند مستحب است پیش از وضو دستها را بشوید.

ثانیاً: آیا شستن دست باید بلافاصله پس از شستن صورت باشد، یا موالات شرط نیست؟ لحن آیه دلالت بر موالات می‌کند، اما این نکته با صراحت بیان نشده است، اما چون مجموع عمل وضو یک عمل است، فاصله انداختن میان عمل برخلاف ارتکاز انجام عمل عبادی و مقدمی است بگونه‌ای که عرف مجموع آنها را یکی می‌داند. وانگهی عرف می‌فهمد که اگر فاصله چنان بود که رطوبت خشک می‌شود، دیگر صدق وضو نمی‌کند، مگر اینکه خشک شدن بواسطه شدت گرما، یا بیماری فرد و یا وضعیت انجام وضوگذار باشد که با سرعت نمی‌تواند انجام دهد.

ثالثاً: محدودة غسل ید تا کجا می‌باشد؟ در بارة «... و أیدیکم إلی المرافق...»دو تا بحث مطرح است: الف- محدوده شستن. ب- کیفیت شستن.

آنچه که آیة شریفه به صراحت به آن اشاره می‌فرماید، آیه در مقام مشخص نمودن محدودة شستن دست می‌باشد که تا کجا است، یعنی این «إلی» حدی است یعنی شستن از آرنج تا نوک انگشتان، لذا بیان قرآن ناظر به حد شستن است نه کیفیت آن که مثلاً از بالا به پائین یا از پائین به بالا شسته شود!

از طرف دیگر آرنج (مرفق) غایت شستن است و خود آرنج داخل در شستن نیست هر چند کسانی مانند بیضاوی شستن آرنج را به عنوان احتیاط، لازم دانسته‌اند.

اما مسئلة کیفیت شستن دستها: آیا از بالا به پایین است یا از پایین به بالا؟ در این زمینه اهل تسنن معتقدند که باید از پایین به بالا شست، چون قرآن می‌گوید: «واغسلو وجوهکم و أیدیکم إلی المرافق...»در صورتیکه شیعه می‌گوید بایستی از بالا به پایین شسته شود، و از آیه استفاده نمی شود به چه کیفیتی باید دست ها دا شست. آیه شریفه، حد و مرز شستن را تعیین می کند و عرف هم شستن را از بالا به پایین می داند. پس دلیل اختلاف چیست؟ دلیل این اختلاف روایاتی است که از زمان پیامبر(ص) نقل کرده‌اند که پیامبر این گونه وضو می گرفته است . با همه اینها محل اختلاف است. شیعه‌ها به دلایل زیر معتقدند که غسل ید از بالا به پائین است:

1.         روایات زیادی از اهل بیت(ع) نقل شده که پیامبر(ص) دستهایش را از بالا به پایین می‌شست.

2.         روش عقلائی آن است که آب از بالا به پائین ریخته شود.

اما قدر متیقن آن است که آیه هیچ دلالتی بر مسئله ندارد، هر چند روایاتی از طریق شیعه در تفسیر آیه آمده است.

رابعاً: غسل تا چند مرتبه صحیح است؟ همة مذاهب اسلامی اعم از شیعه و سنی شستن صورت و دستها را در مرتبه اول واجب و کافی می‌دانند و در مرتبة دوم مستحب، ولی شیعه مرتبه سوم و بیشتر از آن را باطل می‌داند ولی اهل سنت آن را افضل می‌شمارد، در این باره نیز در قرآن چیزی نیامده، اما روایاتی از اهل بیت(ع) در بارة این مطلب رسیده است.

خامساً: در شستن دست و صورت مسمای شستن کافی است و راه افتادن آب لازم نیست. چنانچه اگر کسی گوید امروز باران زمین را شست، دلیل لفظی نیست، قرینه کلام است و دست کشیدن برای وصول آب است نه اینکه شرط باشد، سیلان هم همینطور است لازم نیست اما برای وصول آب لازم است.

مسئلة چهارم: مسح سر:

در این باره نیز نکاتی وجود دارد: اولاً در اینکه باید سر را مسح کرد در میان طوایف اسلامی تردیدی نیست. اما اینکه همة سر را باید مسح نمود یا بعضی از سر را؟ و یا از سمت جلو باید مسح نمود یا از هر قسمت دیگر؟ آنچه که از آیه استفاده می‌شود آن است که باید سر را مسح کرد آنهم از رطوبت دست که وضو گرفته شده است. این مطلب به تناسب حکم و موضوع استفاده می‌شود، چون در ادامة کلام است.اما از روایات رسیده از اهل بیت(ع) چند مطلب استفاده می‌گردد:

1.     باید جلوی سرمسح  شود. (هر چند روایاتی بر جواز مسح سر از جاهای دیگر رسیده است)

2.     از رطوبت آب وضو باشد نه آب جدید.

3.     در مردان و زنان باید مسح برای مو از همان جایی باشد که از سر روئیده و نه از جایی دیگر که شانه شده است.

4.     به اندازه سه انگشت از پهنا باشد و بیشتر یا کمتر از آن نباشد، این مسئله از آیه فهمیده نمی‌شود و در میان علما اختلافی است هر چند این اختلاف از ناحیه روایات است.

در روایتی از امام باقر(ع) وارد شده است که سؤال شد چرا لازم نیست مسح سر همه‌اش باشد فرمود: لمکان الباء (بروؤسکم) و نکته تفسیری امام باقر(ع) از تقابل در جمله فاغسلوا ـ وامسحوا برؤوسکم است.

5.     در فلسفه مسح آمده است که: «انما وضعت الفرائض علی قدر اقل الناس طاقه من أهل الصحه، ثم عمّ فیها القوی والضعیف»در توضیح این حکم آمده است مردم طاقت شستن سروپا را همیشه ندارند و در سرما، سفر و مرض و شب مشکل است، لذا این حکم آمده است.

مسئلة پنجم: مس پاها:

 مسئلة مسح پا از مهمترین مسائل اختلافی میان شیعه و سنی است. در این زمینه مشهور علمای اهل سنت کلمه «وأرجلکم» را عطف به «واغسلوا» دانسته‌اند و گفته‌اند: اگر هم «أرجلکم» باشد یعنی جر باشد هر چند عطف به وجوه است، اما مجرور بودنش به دلیل مجاورت با رؤوس است. (البته آلوسی می‌گوید این درست نیست) اما اینکه بر نصب باشد و عطف بر محل رؤوسکم قبل از جر باشد خلاف ظاهر است و ظاهر عطف بر مغسولات است. و این روش در عرب رایج است که به جمله قبلی می‌آورند. و آنچه به ابن عباس و انس نسبت داده شده کذب است. و در نهایت می‌گویند اگر این امر را قبول ندارید می‌گوییم مراد از مسح در آیه به معنای غسل است همانطور که ابوزید انصاری گفته است.

در مقابل اینها، شیعة امامیه می‌گوید: و أرجلکم با قرائت جر صریح است بر اینکه عطف بر رؤوسکم است، چون می‌گوید: «وامسحوا برؤوسکم و أرجلکم»و عطف رجل بر غسل برخلاف است که لفظی به جمله خودش متأخر عطف نشود و به متقدم که غسل باشد، عطف شود و در این اعتراضی نیست و مراد حاصل است.

اما اگر قرائت نصب باشد: «أرجلکم» که قرائت مشهور است، عطف بر محل رؤوسکم است (که در قرآن استعمالات بسیاری به این صورت موجود می‌باشد) این نظر به ابن عباس، انس بن مالک، عکرمه، شعبی، نسبت داده شده است. (حسن بصری و طبری قائل به تخییر شده‌اند)

بنابراین شیعه می‌گوید: عطف همواره به کلام متأخر می‌آید نه متقدم، مگر جمله ‌معترضه باشد، اما عمده می‌گویند معترضه نیست، در مقام ترتیب است و تأکید بر اینکه این سنت پیغمبر(ص) است.

زیر سوال رفتن صحت وضوی پیروان فرقه های مختلف مشهود است.

اکثر علمای این فرقه ها هم دلیل و مدرک خاصی در رابطه با نقض این تفسیر ندارند و فقط دارن توجیحات بی ارزش میارن (با تمام احترامی که برای دوستان قائلم)

حالا بحث اصلی به اینجا میرسه ، اول اینکه اثبات شه این تفاسیر غلطه و اولی الامر میتواند معصوم نباشد که میشود گفت مثال نقضی وجود نداره چون هرجا هر فرقه ای آدمی غیر معصوم رو الی الامر قرار داده است نهایتا منجربه تفرقه ی بیشتر در دین شده (زمان خلیفه ی سوم)

و اگر به این مسئله واقف هستند که اولی الامر بایستی معصوم باشد پس چرا کسانی با این همه اشتباهات متعدد طبق روایات معتبر رو اولی الامر قرار داده و روز به روز از صراط اصلی دین فاصله ی بیشتر میگیرند؟

به نظر شخص من در فرقه های دیگر همچین مجرایی وجود نداشته و نخواهد داشت چون تاریخ اثبات کرده با کوچکترین جرقه طبل جدایی و تفرقه زده شده تا الان که اسلام واحد تبدیل به هزار تیکه شده.

نمونه های بارزش همین تکویری هایی هستند که در حال کشتن انسانهان.

حکومت آل سعود ، وهابیت و ...

با تمام احترام اما اینجوری بوده و تاریخ این رو بیان میکنه

در هر دوره ای همینها بودن که هر روز اسلام رو خورد تر میکردند.

به شکل های مختلف تفرقه افکنی میکردند و هیچ وقت نمیتوانند کسی رو اولی الامر قرار بدن چون مثل خلیفه ی سوم چه مثل همین داعش و طالبان ، آخر این قضایا رو میارن با اسلام ناب شیعی و حل مشکلات رو از منابع و مراجع و پیشوایان ما میخوان (داستان رجوع مردم به امام علی (ع))

امیدوارم تونسته باشم با دلیل و مدرک و تاریخ به اثبات رسونده باشم مرز بین حق و باطل رو

با تشکر

روشن

با سلام و تبریک عید غدیر!
از اهداف دین اسلام سعادت و کمال انسانی است.ما مسلمانان اعتقاد داریم که انسان در راستای قوانین الهی به سعادت و موفقیت تمام عیار میرسد.اما اینکه واقعا دینی که پیامبرمان آورده واقعیست ودرست جای تحقیق دارد .باید پیامبرمان را بشناسیم که آیا راستگو بوده یا نه؟ ایا جادوگر بوده یا نه و... . ایا دین را خودش بافته یا واقعی واقعیست که ازجانب خدا آمده؟ بنفع ماست یانه؟... .باید تحقیق کرد.
مخالفان دین اسلام درصدد براندازی دین یکتاپرستان اند به طوریکه سعی دارند در اساس دین شبهه و رخنه وارد کنند مثلا خدایی وجود ندارد عالم غیبی وجود ندارد همه ی چیزهایی که محمد گفته از خودش در آورده اصلا میگویند او دیوانه است... .اگراو دیوانه است پس چرا هر چه که از زمان میگذرد اثر بسیاری از دستوراتش را میبینیم .بیشک اگر از خودش میبافت باید کاستی و اشتباهی رخ میداد . اگر از غیر خدا (داننده همه ی علوم) می بود باید در دستوراتش خللی یافت میشد ولی اینگونه نیست. مواظب باشیم این دین محکم واستوار که تئوری های زیبا و جالبی داد را از دست ندهیم.
در اخر :در مورد اینکه پیامبر در غدیر خم نخواسته دوستی اش را نسبت به حضرت علی بیان کنه اون هم توی راهی که بیشاز 90هزار نفر بودن و جمعیت پخش شده بود بیان کنه اگر می خواست دوستی اش رو با حضرت علی بیان کنه بیشک صبر میکرد که همه به مکه برسند بعد دوستیش رو اعلام کنه نه وسط راه با اون وضعیت سخت که تازه صبرکنند بقیه  که عقب ویا جلو بودن برسند ! پس مساله مهمتر از اعلام دوستی بوده.
۲۲ مهر ۹۳ ، ۲۲:۴۱ مهران محمدی
طنق ایه مورد نظر تشکیل حکومت اسلامی که بر مبنای احکام اسلامی خداوندی باشد لازم است. در راس این حکومت باید شخصی عادل که احکام فقه را به درستی می داند قرار بگیرد. به این شخص ولی فقیه و به این حکومت ولایت فقیه گویند. پس حضور دین در جامعه در گرو برپایی حکومت اسلامی می باشد و ضرورت وجود حکومت اسلامی محدود به عصر پیامبر(ص) یا روزگار حضور امام معصوم (ع) نیست.
۲۳ مهر ۹۳ ، ۲۰:۲۲ میلاد روحانی
سلام استاد گرامی1- شما در جای از متن گفتید (اما آیا در اعتقاد سایر فرقه های اسلامی مجرایی برای حل این مشکل وجود دارد؟ با توجه به اینکه اسلام دینی برای تمام اعصار بوده و تا قیامت آیین یا پیامبر دیگری نخواهد آمد.) من با این نطر شما مخالفم چرا که اهل سنت نیز مفتی های دارن که به این مسائل رسیدگی کنند.2-برای من بعنوان یک شیعه همیشه جای سوال بوده که چرا باان همه جمعیتی که در غدیر خم بوده است وبقیقه نشانه ها از نطر شیعه واعتمادی واحترامی که مردم  به سخنان پیامبر (ص) داشته اند ایا باز هم میشود در یک جلسه (سقیفه بنی ساعده)پس مرگ پیامبر وچند کار دیگر این چنین مسیر جانشینی را عوض واین همه مشکل برای اسلام بوجود بیاید که در زمان حال نیز داریم اثرات ان را میبینم وامیدارم این کار تون را در مورد مسائل مختلف دینی وشاید روز ادامه دهید.
پاسخ:
سلام برادر. حرف من این نبود که دیگران مفتی ندارند. حرفم اینه که اگر مفتی ها در مسأله ای اشتباه کنند معصومی هست که بهشون تذکر بده؟
۲۴ مهر ۹۳ ، ۱۱:۱۷ مجید متولی
با توجه به برداشت شما من معتقدم هر جامعه ای باید بر اساس اصولی به سمت جلو حرکت کنند.حال آن که ما در چندین سال پیش دین اسلام را پذیرفتیم و سعی می کنیم بر اساس آن زندگی کنیم . از نظر بنده فرد معصومی وجود ندارد و فقط تفاوت بندگان خدا در میزان فهم و درک نمایان می شود. کمالات یک انسان در هر کجای کره زمین می تواند فرد را از انجام عملی که خارج از عادت آن جامعه است نهی کند ، از دیدگاه بنده هر کسی می تواند مرجع خود بأشد زیرا بنده به نفس عمل توجه دارم نه چگونگی انجام عمل . از دیدگاه بنده هر انسانی دارای دو (خود)است.یکی خود قانون مند و دیگری خود مجری که سعی دارد قوانین وعض شده خود اول را اجرا کند،توجه کنید عرض کردم سعی دارد .در پایان این نکته را خاطرنشان کنم که بنده نظرات خود را عرض کردم و این نظرات در قلمرو اینجاب مقدس است و در عین حال به نظرات سایر احترام گذاشته و رسمیت می شناسم. 
با سپاس فراوان متولی
دانشجو طراحی اجزا ١ 
١٣٩٣
پاسخ:
سلام دوست عزیز. من یه سؤال در مورد اعتقاد شما دارم. اول اینکه بر اساس عقیده شما قوانین زندگی اجتماعی بر چه مبنایی تدوین می شوند (بر مبنای دین، دانش، تجربه یا . . .)؟ و دوم اینکه با توجه به اینکه دانش و تجربه شخصی هر نفر در بسیاری زمینه ها و موارد محدود است چگونه هر کسی می تواند مرجع خود باشد و با کمک این مرجع به کمال برسد؟ و اگر دو نفر هر کدام بر اساس مرجع درونی خود عمل کرده و با هم دچار اختلاف شوند چخ مرجعی اختلاف این دو نفر را حل خواهد کرد؟
۲۴ مهر ۹۳ ، ۱۵:۰۳ مجتبی جهانشاهی
با سلام خدمت استاد گرامی
آیه اولی الامر یقینا همراه با حدیث ثقلین نشان دهنده حقانیت علی و فرزندان علیست که ما آن ها را به نام امامان شیعه میشناسیم،
اما آیا حقانیت علی و فرزندانش حقانیت شیعه ای است که امروز میبینم؟ یقینا خیر
شیعه ای که امروز میبینیم اصلا شیعه نیست
شیعه علی ، دروغ نمیگوید، خلف وعده نمیکند، به مذاهب دیگز اسلامی توهین نمیکند، خمس و زکات میدهد، افترا نمیزند، نمازش را با اشتیاق میخواند، ظلم نمیکند و بیش از هر چیز به خدا فکر میکند و همچنین نص صریح قرآن کریم را ساده لوحانه برای خود تفسیر نمیکند
شاید بسیاری از ما بدانیم که باید اینگونه باشیم، اما کدام یک از ما اینگونه ایم؟
شیعه بودن بیشتر ما، مسخره کردن تشیع است
یقینا حب علی و فرزندان علی هیچ ارتباطی با تشیع ندارد 
ما هم مانند اکثر صحابه پیامبر حق را میبینیم و میدانیم اما به سویش نمیرویم

۲۴ مهر ۹۳ ، ۱۶:۳۷ احمدرضا شجاعی
با عرض سلام:
بنده نیز معتقد هستم که در هر دوره ای باید اوالامری و رهبری وجود داشته باشد و اکثریت از او پیروی کنند  زیرا در غیر اینصورت امکان دارد افکار و عقاید مختلف مردم منجر به تشکیل فرقه های گوناگون شود . در این صورت نزاع  های داخلی و در پی  عقب افتادگی کشور را خواهیم داشت. اما باید به این موضوع هم توجه شود که این فرد چگونه برگزیده می شود.
۲۴ مهر ۹۳ ، ۱۹:۱۹ احسان اسماعیل زاده
با سلام.
من به شخصه فردی شیعه هستم و به ولایت معنوی امام زمان اعتقاد دارم و با کلیت متن موافقم ولی آیا در قسمتی که گفتین "مثلاً نماز امت شیعه دچار اشکال شود آن را از طریق وکلای خود که مراجع تقلید هستند برطرف خواهد نمود"  منظورتون اینه که امام زمان با مراجع در ارتباط هستن ؟
پاسخ:
سلام برادر. منظور من دقیقاً این نبود. بلکه منظورم اینه که اگر اشتباهی به این مهمی به وقوع بپیوندد امام زمان قطعاً از طریقی به مراجع گوشزد خواهند نمود. به عنوان مثال ما نامه هایی که امام زمان برای شیخ مفید نوشتند رو می توانیم به عنوان نمونه هایی از ارتباط امام با علما ذکر کنیم.
۲۶ مهر ۹۳ ، ۰۷:۳۵ محمدحسین بقایی
سلام
این آیه دلیلی روشن و واضح و اثبات کنده ولایت امام علی و اهل بیت ایشان بعد از پیامبر اکرم می باشد.و همچنین بنا به تفسیر مفسران بزرگ و همچنین طبق حدیثی از یکی از امامان دلالت بر رهبری جامعه ی مسلمین در زمان غیبت دارد که این مسئولیت به فقیه جامع الشرایط سپرده شده.در واقع اثبات کننده ولایت فقیه در جامعه ی مسلمین دارد.تا ببیند کور دلانی که دم از قرآن می زنند و در عمل منکر تفسیرات قرآن میشوند.که اگر اینگونه نبود ما شاهد اینقد فرقه های گوناگون در امت مسلمین نبودیم.ما باید به ریسمان اهل بیت و ولایت چنگ بزنیم تا گمراه نشویم.که مسلم است دور شدن از منبع ولایت چیزی جز گمراهی و ظلالت به همراه ندارد که امروز شاهد آن هستیم
۲۶ مهر ۹۳ ، ۱۰:۰۲ محمدرضا وحیداسطخری

با سلام

به نظر من این ایه حقانیت شیعه و وجود امامان معصوم و همچنین وجود امام زمان عج را به اثبات می رساند

و اینکه مسلمانان اهل تسنن  برای خود رهبرانی دارند امری بدیهی است فقط سوالی برای من پیش می اید این است که رهبران ایشان ( و یا به قول خودشان مفتی ها) مسایل به روز مقلدانشان را از چه منبعی پاسخ میدهند در حالیکه شاید مانند بعضی از مراجع شیعه که با امام زمان عج در ارتباطند؛ نباشند؟؟

۲۶ مهر ۹۳ ، ۱۵:۵۱ سامان حسین زاده
با عرض سلام و خسته نباشید . میخواستم نظر خود را خیلی صریح ذکر کنم . به نظر من به سوال شما 2 ایراد میتوان گرفت .1) در کجای قران و طبق چه حدیثی میتوان گفت که مراجع تقلید آن هم از نوع شیعه وکیل امام عصر (ع) هستند .از انجایی که دانش و سواد بنده قد میدهد آن حضرت 4 نایب بیشتر نداشتند که جملگی دعوت حق را لبیک گفتند . 2)آیا به نظر شما کل مشکلات تمدن اسلامی در چگونگی ونحوه صحیح نماز و روزه و وضو و.... است ؟ به نظر من که اینطور نیست هر کس در هر ملتی با هر لهجه و زبانی نیاز دارد ساعاتی را با معبود خویش رازو نیاز کند .مهم نیت و اصل مطلب است که ادا شود .ما همگی پیرو آیین محمد(ص) هستیم و هرگونه مسایل که باعث ایجاد تشنج و تفرقه باشد آگاه باشید که نه تنها کمکی به این  قضیه نمیکند بلکه وضع را از این خراب تر میکند .من خودم به عنوان یک شیعه بار ها وبارها مشاهده کردم که برادران اهل سنت در اعتقادات به مراتب از ما قوی تر هستن .     اما از انجایی که در مباحث دوستان صحبت از ولایت فقیه در جامعه ولازمه حکومت اسلامی شد میخواستم با کسب اجازه نظر خود در این موضوع بگویم . به نظر بنده مراد قران در الزام تشکیل حکومت اسلامی اینبود که مردم جامعه زیر سایه و چتر یک نفر(حاکم) ومتحد با هم از مواضع خود دفاع کنند تا بیگانگان بر ایشان مسلط نشوند  . اما چرا باید این فرد ولی فقیه باشد؟  به نظر بنده اگر قرار باشد در جامعه ولی فقیه نقشی را ایفا کند باید این نقش نظارتی باشد نه دخالتی . ولی فقیه فقط در حوزه دانش و تخصص خود که آن هم حوزه مربوط به دین و مشکلات شرعی است می تواند حق نظر داشته باشد نه اینکه در تمامی امور از جمله سیاست . اقتصاد . فرهنگ و.... دخالت کند .مگر میتوان از پزشکی که تخصص گوش و حلق و بینی است توقع درمان تومور مغذی را داشت ؟ تازه مگر کشورهای جهان اول که پیشرفته هستند حکومتی بر مبنا ولایت فقیه داشتند ؟ به نظر بنده حقیر لازمه پیشرفت یک جامعه به مسلمان بودن و پیرو رهبر بودن و نماز شب خواندن نیست فقط به آدم بودن است . آدم بودن یعنی دروغ نگفتن یعنی ریا کار نبودن یعنی پارتی  بازی نکردن یعنی گرون فروشی نکردن یعنی شرافت کاری داشتن یعنی اختلاص نکردن و.....در آخر میخواستم بگویم که بزرگی میگفت من در غرب اسلام ندیدم اما مسلمان دیدم اما در شرق اسلام را دیدم اما مسلمانی ندیدم . امیدوارم حرف های بنده باعث ستاده دار شدنم نشود به خدا قسم در حرف هایم هیچگونه غرضی نداشتم . من عاشق نظام عاشق رهبری عاشق محمد(ص) و.... هستم فقط خواستم بگویم بیاییم با هم آدم بودن را تجربه کنیم . با تشکر
پاسخ:
سلام به سامان عزیز. ممنون از وقتی که گذاشتی و نظرت رو صادقانه بیان کردی. مطمئن باش که همه نظرات برای من محترمه و چیزی به عنوان ستاره دار شدن در این وبلاگ وجود نداره.
اگر اجازه بدی سعی میکنم در حد وسعم به برخی مواردی که اشاره کردی پاسخ بدم. در باب مراجعه به فقها و مراجع تقلید حدیث بسیار است. از جمله حدیث معروف از امام زمان که فرمودند :" در حوادث و رخدادهایی که واقع می شود، به روایت کنندگان حدیث ما رجوع کنید که آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنانم". در آیات قرآن هم آیاتی مانند آیه 43 سوره نحل و  آیه 83 سوره نساء قابل ذکر هستند. 
در مورد اهمیت صحیح خواندن نماز هم باید گفت اگر انجام چیزی مهم باشد قطعاً صحیح انجام دادن آن هم مهم خواهد بود. اما اگر انجام چیزی فاقد اهمیت باشد صحیح یا ناصحیح بودن انجام آن نیز بی اهمیت خواهد بود. لذا با توجه به اینکه نماز ستون دین است و در قرآن در موارد بسیاری به اقامه آن فرمان داده شده است پس انجام درست آن نیز بی اندازه با اهمیت می باشد.
اما در باب حکومت باید تصمیم بگیریم که حکومت اسلامی می خواهیم یا خیر. چرا که اسلامی بودن یا نبودن حکومت چه در ارتباط با سیاستهای داخلی و چه در ارتباط با سیاستهای خارجی تأثیرات عمیقی خواهد گذاشت. به عنوان مثال سیاست کشور در مورد اسرائیل، غرب، تحولات عراق، سوریه، فلسطین، لبنان، داعش و . . . همگی تابع این پاسخ خواهند بود. که اگر تمایل داشتید در قالب بحث " کدام نوع حکومت را می پسندید؟" نظرتان را ارسال کنید تا در مورد آن صحبت کنیم.
متأسفانه مشکلات اخلاقی و فرهنگی در بسیاری از بخشهای مختلف جامعه ما کم نیست. اما من تصور نمیکنم که این مشکلات با تغییر نوع حکومت حل شوند. بلکه این تک تک ما هستیم که باید با قانون مداری و درستکاری این مشکلات را حل کنیم. 
۲۷ مهر ۹۳ ، ۰۲:۵۱ سید ابراهیم شعبانیان احمدی

مایی که اسممون مومنه باس از خدا و رسولش اطاعت کنیم و بنده به خودم که نیگا می کنم می بینم خدا رو حتی اون طور که باید بشناسم نمی شناسم و دلیلشم اینه که چون هنوز خودمو پیدا نکردم .

بنا به " من عرف نفسه فقد عرف ربه "من نوعی اگر خوب خودمو بشناسم پشتبندش به شناخت خدا می رسم .

حالا به هر دلیلی خدا رو اون طور که باید نمی شناسم .

چی کار کنم ؟

برم سراغ رسول خدا ؟

رسول خدا هم که 1400 سال پیش عمرشو داده به ما شیعیان ، البته قبل رحلت تو غدیر خیلی سال پیش فرمودند من در بین شما تو چیز گران بها را ترک می کنم

عترت و اهل بیتم

عترت که همان قرآن است و اما در بین اهل بیت کسی حضور داشت که قرآن ناطق بود که دوای درد هر مشکی بودند البته برای کسانی که به خدا و روز آخرت ایمان داشتند.

داخل پرانتز (ممکن است مدد  و یاری ولی خدا به کافر  هم برسد ولی به دلیل ضعف در ایمانش برای رفع حاجتش مصرت و پیگیری نمی کند  و بهره ی لازم و کامل را از  رابط مخلوق به خالق نخواهد برد )

اما اهل بیت یک سنت داشتند و یک صحبت که صحبتای ائمه را که همان احادیث است را همه ی ما با فتحه ضمه از بریم و اما سنت است که سازنده آدمی و باعث تقرب خواهد شد چه تقرب به حق و چه نائب حق

معمولا آدمها کسانی رو به عنوان دوست و هم معاش انتخاب می کنند که خلق و خوی مشابه خودشان رو داشته باشند و ائمه هم انسان بوده اند و هستند .

بد نیس در این روزهایی که نزاع و ادعاء آدم و عالم را به ندامت رسانده به ردوه الی الله و الرسول رد ندیم .

سید ابراهیم شعبانیان احمدی

913230062

۲۷ مهر ۹۳ ، ۱۰:۲۶ محمدحسین بقایی
این آیه آیه ایست که جانشینی امام علی و اهل بیت ایشان را بعد از پیامبر اثبات میکند.و طبق احادیث معتبر دلالت بر جانشینی فقیه جامع الشرایط در زمان غیبت دارد.که به حق اثبات کننده اصل ولایت فقیه در زمان غیبت دارد.تا بدانند کور دلانی که دم از اطاعت از قرآن میزنند و این آیه شریفه را نادیده میگیرند.در واقع عده ای که بیان میکنند خداوند متعال به رهبری امت مسلمین در زمان غیبت دستوری نداده این سوال پیش می آید که چطور خداوندی که ریز ترین مسائل بندگان را برای سعادت بیان نموده از این مسئله مهم غفلت نموده در حالی که میدانیم خدا از هر خطایی منزه است.
۲۷ مهر ۹۳ ، ۱۶:۲۳ فرزاد وطن دوست
با سلام خدمت استاد و دوستان
در باب نیاز به رهبر و یا نهاد رهبری و یا نهاد مدیریتی که شکی نیست. ایننهاد در تمام جوامع به نحوی وجود دارد. (البته در تمامی مکاتب صدق نمیکند.)اما موضوعی که می خواستم مورد توجه قرار گیرد
حد و مرز رفتارهایجامعه در این زمینه می باشد.
به نظر شخصی من تمامی انسان ها محدودند و عقل محدودی دارند.(البته بامستثنی کردن پیامبران و ...). رهبر یا نهاد رهبری هم محدودند کما اینکهبهترین دوران خود باشند.
من یک رهبر(به معنای کلی) را به عنوان یکی از بهترین های دوران خودش میتوانم قبول کنم. اما به عنوان موجودی مقدس، عاری از هر گونه نقص، مبری ازهر گونه اشتباه، همواره برتر از عقل جمعی نمی توانم قبول کنم.
برای من قابل فهم نیست که چرا نقد رهبری همانند نقد کردن کروی بودن کره یزمین است. در خوشبینانه ترین حالت به دید یک احمق به فرد منتقد نگاه میشود. آیا انتقاد از یک معلم قرآن مساوی با توهین به قرآن است؟
در جامعه ما یا همواره با رهبری همسو هستی یا نادان، منحرف، بی سیاست،دشمن اسلام و خدا هستی.
در جامعه ما رقابت در میزان همسویی است! و گروه های مختلف همواره درتلاشند که بگویند که همسو ترند! جهت مهم نیست فقط و فقط همسو بودن مهماست! حتی فکر سوال کردن درباره ی جهت هم جرم است!
معجونی که از قدرت تام درست شده باشد و با رسانه های چاپلوس و یارانهمواره موافق تزئین شده باشد شفا بخش نیست
پاسخ:
سلام برادر. چه کنیم که عده ای از ما به جای اینکه عمل کنیم فقط شعار میدیم و برای جبران کم کاری یا بیسوادی خودمون از بزرگان مایه میگذارم. 
با سلام. منتظر بودم یکی بحث ولایت فقیه رو مطرح کنه که شد.در جواب آقای سامان باید عرض کنم که خیلیا مثل شما فکر میکنند.دوست عزیز شما چندتا سنی از نزدیک  دیدی؟من تو کشورشون بودم.عربستان. تنها تفاوت شیعه و سنی(جدا از بحث خلافت)اینه که اونا چسبیدن به قرآن ما چسبیدیم(بعضی از ما)به عترت.دوست عزیز پیامبر گرمی در حدیث ثقلین گفت هم به قرآن هم به عترت تمسک بجویید تا رستگار شوید. و چون همیشه مرغ همسایه غازه ما میگیم اونا بهترن.کی گفته خیلی از کاراشون بهتر ازما هست؟ تنها در دو قضیه1-نماز اول وقت2-احترام به قرآن و اهتمام به خوندن اون من میتونم بگم اونا از ما بهترن. نکته بعدی اینکه همانطور که در دین و زندگی دبیرستان داشتیم یک عمل دو حسن داره.حسن فاعلی و حسن فعلی.نیت قضیه یک بخش و درست انجام دادن اون یک بخش دیگه ست.انسانی که میخواد خدارو عبادت کنه اونحوری عبادت میکنه که خدا میخواد.طبق آیات و روایات و سیره پیامبر(ص) نماز و عبادت به این شکل واجب شده.در غیر ساعات و اوقات نماز شما هرطور که دلت میخواد خدارو عبادت کن.
اما بحث بعدی درباره ولایت فقیه بود.دوست عزیز! نقش ولایت فقیه دقیقا چیه؟ در دین اسلام و تشیع ،«مدیریت و رهبری دینی و سیاسی جامعه اسلامی »  وظیفه اصلی رهبریه.
رهبر معظم انقلاب اسلامى در این زمینه می فرماید : «...پاسداری و دیده بانی حرکت کلی نظام به سمت هدفهای آرمانی و عالی اش، مهمترین و اساسی ترین نقش ولایت فقیه است. امام بزرگوار این نقش را از متن فقه سیاسی اسلام و از متن دین فهمید و استنباط کرد؛ همچنانکه در طول تاریخ شیعه و تاریخ فقه شیعی در تمام ادوار، فقهای ما این را از دین فهمیدند و شناختند و به آن اذعان کردند. البته فقها برای تحقق آن فرصت پیدا نکردند، اما این را جزو مسلمات فقه اسلام شناختند و دانستند؛ و همینطور هم هست. این مسؤولیتِ بسیار حساس و مهم، به نوبه خود، هم از معیارها و ضابطه های دینی و هم از رأی و خواست مردم بهره می برد؛ یعنی ضابطه های رهبری و ولایت فقیه، طبق مکتب سیاسی امام بزرگوار ما، ضابطه های دینی است؛ ...ضابطه عبارت است از علم، تقوا و درایت. علم، آگاهی می آورد؛ تقوا، شجاعت می آورد؛ درایت، مصالح کشور و ملت را تأمین می کند؛ اینها ضابطه های اصلی است برطبق مکتب سیاسی اسلام. کسی که در آن مسند حساس قرار گرفته است، اگر یکی از این ضابطه ها از او سلب شود و فاقد یکی از این ضابطه ها شود، چنانچه همه مردم کشور هم طرفدارش باشند، از اهلیت ساقط خواهد شد. رأی مردم تأثیر دارد، اما در چارچوب این ضابطه. کسی که نقش رهبری و نقش ولی فقیه را بر عهده گرفته، اگر ضابطه علم یا ضابطه تقوا یا ضابطه درایت از او سلب شد، چنانچه مردم او را بخواهند و به نامش شعار هم بدهند، از صلاحیت می افتد و نمی تواند این مسؤولیت را ادامه دهد. از طرف دیگر کسی که دارای این ضوابط است و با رأی مردم که به وسیله مجلس خبرگان تحقق پیدا می کند - یعنی متصل به آراء و خواست مردم - انتخاب می شود، نمی تواند بگوید من این ضوابط را دارم؛ بنابراین مردم باید از من بپذیرند. «باید» نداریم. مردم هستند که انتخاب می کنند. حق انتخاب، متعلق به مردم است.» (قسمتی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خمینى (ره) 14 / 03 /1383)
ولایت فقیه وظیفه ی تعیین خط مشی نظام رو داره.را ه رو مشخص میکنه.شما مثال از جراحی زدی.تا حالا رهبری اومده قیمت دلار تعیین کنه؟و قس علی هذا...بعضی مواق خاص که موقعیت کشور به خطر میفته و مسئولین نمیتونن درست تصمیم گیری کنن رهبری تصمیم میگیره.رهبری درباره هر موضوعی هم بخواد دستوری بده ساعت ها مشورت پشت این تصمیمش هست. یک مدتی این بحث خیلی زیاد بود که چرا کشورهای اروپایی پیشرفت کردن و ما نکردیم یا چرا ما جهان سومی هستیم.انصاف داشته باشید چندبار در طول تاریخ کشور ما ویران شد؟تیمور! اسکندر!مغول ها! مگه نبوددر گذشته که پادشاهان اروپا رو برای مداوا به ایران و عراق میاوردن؟اون موقع مگه اسلام نبود؟بود بلکه 100برابر بیشتر.مگه تا چند سال پیش کتابای ابوعلی سینا و ...رو تو دانشگاه های اروپا تدریس نمیکردن؟ گردش زمین رو کی کشف کرد؟ امام صادق(ع) یا گالیله؟ بیاید سرمونو از تو برف دربیاریم. شاخص رشد علمی کشور تو این سالا چطوره؟ رشد تولید علم جهان در 15 سال گذشته 49% بوده است. در حالی که رشد تولید علم ایران در همین مدت 2116% بوده است.(http://farsi.khamenei.ir/others-page?id=22129) خب اگه اسلام ما مشکل داره پس چرا پیسرفت میکنیم؟اینکه بعضی مسئولین یه سری کارا میکنن رو به حساب اسلام و رهبری نذار.اتفاقا اگه ما به حرف رهبری گوش بدیم پیشرفت میکنیم.رهبری گفت:مهمترین وظیفه ی دانشجو 3چیزه.تحصیل تهذیب ورزش.فأفهم!
ما همیشه مسائل رو سطحی نگاه میکنیم.چندروز پیش سوار ماشین شخصی شدم برا دانشگاه،راننده رو بخاطر اینکه با خودرو شخصی مسافر زده بود 30تومن جریمه کردن.اومد تو ماشین به کل نظام و رهبر و رئیس جمهور و خلاصه هرکی ذهنش بود فحش رکیک داد.بعدا که من پیگیر شدم فهمیدم اونروز یکی از سردار ها برای بازدید میومد و اونا به نوعی مجبور بودن و این هم قانون جدیدیه و ... به امید روزی که جامعه و کشور ما نمونه باشه در کل دنیا.موفق و موید باشید.
یاس کبود 
۲۸ مهر ۹۳ ، ۰۱:۴۹ عارف بابکی
با سلام،به نظر من اسلامی که در حال حاضربه معنای اسلام واقعی است همان اسلام شیعه است ولاغیر،متاسفانه یک مشکلی هست که افراد میخوان با شناختن مسلمان اسلام رو بشناسن که أین امر در جامعه امروز کمی سخت به نظرمیرسه،براین أساس فرقه های دیگر معنایی پیدا نمیکنه،چون درپایه ی آنها ازقرآن وسنت که همون سنت پیامبره به طور کامل تبعیت نمشیشه .الان سؤال اینه که در شیعه رعایت میشه؟که باید گفت:آره، اگرهمون طور که گفتم اسلام شیعه رابا افراد نسنجیم،براساس شیعه اسلامی قوانین کاملا براساس قرآن وسنت پیامبراست بنابراین اگرقرآن ودستورات آن وهمچنین سیره وسنت پیامبر به طور کامل آموخته واجرا شود،دیگر هرفرد مسلمانی برای رجوع به احکام دینی نزد فقیهی اسلام شناس،عادل،آگاه به زمان و..خواهدرفت.       با سپاس
۲۸ مهر ۹۳ ، ۰۸:۲۰ رضا فرهادی
باسلام . 
بقول شاعر :  کس زهفتادو دوملت این معما حل نکرد       کین همه ادیان چرا در دین یک پیغمبر است 
بنظر اینجانب بعد از رحلت حضرت محمد و امامان معصوم دیگر معصومی وجود نداشته و نخواهد داشت و این دلیل نمیشود که اگر معصوم نباشد به فتوی غیر معصوم عمل کنیم زیرا به قول حضرت علی در نهج البلاغه ، علما در مورد یک مسئله فتاوای مختلف میدهند و حضرت ، علما را در خطبه 18 به شدت نکوهش کرده است .
بنظر من برای خداوند مهم نیست که ما چگونه مثلا وضوء میگیریم یا چگونه مراسم حج بجا میاوریم مهم اینست که به یاد خدا عمل کنیم .
ما درون را بنگریم و حال را             ما برون را ننگریم و قال را                                                با سپاس
پاسخ:
سلام.
بنا بر نظر شما اگر کسی حالش اقتضا کرد میتونه پشت به کعبه نماز بخونه یا اینکه به جای ماه رمضان یه موقع دیگه از سال روزه بگیره. که البته در این صورت همه چیز به هم خواهد خورد.
چطور در اموری که مربوط به امور مادی زندگی میشه سعی می کنیم عین قانون عمل کنیم نه به میل حال و درون، اما به خدا که رسیدیم . . . 
مثلا برای فوتبال که یک سرگرمی بیشتر نیست کلی بحث داوری میذاریم و صحنه آهسته میبینیم که آیا داور به قانون عمل کرده یا نه و کلی هم حساسیت داریم. اما برای نماز که رکن سعادت یا بدبختی ماست نباید حساس باشیم؟ پس خدا این همه احکام رو از طریق قرآن و سنت برای چی فرستاده؟
به نظر من باید منصفانه تر قضاوت کرد.
۲۸ مهر ۹۳ ، ۱۱:۱۴ محمد حسن پهلوانیان
ابن شاذان در دو کتاب " روضه" و "فضائل" خود از جابربن عبدالله انصاری نقل کرده است که گفت: رسول خدا (ص) در مسجد نشسته بودند که ناگهان علی(ع) در حالیکه امام حسن(ع) در طرف راست و امام حسین(ع)درطرف چپ ایشان بودند وارد شد،پیغمبر اکرم (ص) از جای برخاست و علی(ع) را بوسید و او را در بر گرفت . امام حسن را بوسید و بر زانوی راست خود نشانید،و امام حسین(ع) را بوسید و او را بر زانو چپ نشانید،سپس این دو عزیزش را می بوسید و لب های آنها را می مکید و می فرمود"پدرم فدای پدر شما و فدای مادر شما"
سپس فرمود: "ای مردم خداوند تبارک وتعالی به وجود این دو بزرگوار و پدرشان و فرزندان پاک ایشان "معصوم" بر تمامی فرشتگانش مباهات می کند "
سپس عرض کرد : "خداوندامن اینها را دوست دارم و دوستان ایشان را نیز دوست دارم هر که گفتار مرا در باره آنها اطاعت کند و سفارش مرا رعایت نماید او را موردرحمت خود قرار بده و تو از هر کس رحم کننده و مهربانتر هستی همانا آنها اهل من و برپادارندگان دین من و زنده کنندگان سنت من و تلاوت کنندگان کتاب من هستند ،پس فرمانبرداری ازآنها فرمانبرداری از من ،سرپیچی از ایشان ، سرپیچی کردن از من است "
در روایت فوق نکاتی به صراحت اشاره شده است که در آیه مبارکه  اولی الامر نیز دیده می شود
1- مسئله امامت در ادامه نبوت رسول اکرم (ص)
2- مسئله عصمت اولی الامر در امامان(ع)
3- مسئله زنده نگهداشتن دین و سنت پیامبر اکرم(ص) توسط امامان معصوم(ع)
         مباهات وافتخارابدی از آن شیعیان علی (ع)و خاندان مطهرش که وصایای پیامبر اکرم(ص) را      فراموش نکرده ونخواهند کرد.



۲۸ مهر ۹۳ ، ۱۵:۲۱ اشکان معادی خواه
با سلام
بنابر روایات شیعه ولی امر باید معصوم بوده تا بر امور مسلمین نظارت داشته باشد و ولی معنوی و ظاهری  آن ها باشد. اما پرسش اساسی من و بسیاری این است که آبا این نظر ها در تبدیل به عمل،شدنی و امکان پذیرند یا خیر؟
پاسخ به این پرسش ها گاهی با تعصب و فقدان منطق و سند و اعتبار همراه است و نیاز پرسشگر را ارضا نمی کند.آیا پاسخ معتبر و جامعی در این زمینه وجود دارد؟

۲۸ مهر ۹۳ ، ۲۱:۵۲ محمد خسروی
به نام خدا
خداوند روی زمین برای مردم حجت قرار داده تا به وسیله ی اونها دستورات الهی رو به بندگانش برسونه حتی تا جایی که گفته میشه اگر دو نفر روی کره ی زمین باشند یکی از ان دو حجت خداست و این رو جزو ملزومات خلقت بشر قرار داره چون در غیر اینصورت بندگان خدا میتونن علیه خدا احتجاج کنن و بگن خدایا ما نمیدونستیم حق چیه و به همین دلیل گمراه شدیم و تو حق نداری ما رو بخاطر گمراهیمون مجازات کنی!
حالا اگر قرار باش اولی الامر یک ادم  عادی که  اشتباه میکنه باشه یا حتی بدتر یک ادم ظالم مثل صدام باشه ایا مردم نمیتونن بگن خدایا تو خودت مارو به گمراهی کشوندی؟!
شاید کسی سوال کنه چرا خدا به صراحت نگفته و مثلا اسم معصوم رو نیاورده؟!
به نظر من جوابش اینه که دنیا محل امتحانه و خدا میخواد که انسان ها سر دو راهی راه سعادت یا  شقاوت رو انتخاب کنن که مسلما عده ای در امتحان مردود میشن!
البته اینا نظر شخصی بود که شاید اشتباه باشه!
با تشکر محمد خسروی
پاسخ:
سلام. به نظرم کاملاً منطقیه. ممنون.
۳۰ مهر ۹۳ ، ۱۵:۲۴ فردین پوررضایی

هر انسانی با هر انگیزه به هر هدفی که میخواهد برسد نیاز به مسیر حرکت و الگویی برای ایده ال سازی دارد و نیاز دارد قوانینی که در مسیر وجود داره را به خوبی بشناسه.

من معتقدم اگر کسانی چون پیامبر و امامان بودند که به چنین مقام بالایی رسیدن پس دیگر انسان ها با شناخت قوانین حاکم بر هستی و با پاسخ به سوال هایی که من کیستم؟ خالقم کیست؟ میتوانند در مسیر رستگاری قدم بردارند

کمال برای همه انسان هاست وگرنه از عدالت خدا خارج است. پس با استفاده از تسهیلاتی که خداوند به طور مساوی به همه داده هر انسایی میتونه به مقام والای برسه. وجود معصومین این پیام را در بر داره که رسیدن به چنین مقامی امکان پذی میباشد. 

۳۰ مهر ۹۳ ، ۱۷:۵۹ حسام شهرستانی
با سلام

با توجه به این آیه و اعتقادی که به امامان شیعه داریم،میتوانیم در یابیم که مقصود از اولی الامر امامان شیعه هستند.
اما میخواهم بدون تعصب و حب و بغض به این موضوع از هر دو سو بنگرم:
نکته اول اینست که اطاعت از خدا و رسول و اولی الاامر در کنار هم آمده که اهمیت موضوع را به خوبی نشان میدهد.
دوم:طبق بررسی هایی که داشتم بعد از نزول این آیه،صحابه نیز در مورد مفهوم اولی الامر اختلاف نظر داشتند گه پیامبر پس از توضیح دادن  و تفهیم آنها در مورد درک درست این آیه از آنها بیعت گرفتند.
سوم:در قسمتی از زیارت جامعه که در باره صفات ائمه صحبت میکند از آنها با عبارت اولی الامر یاد میکند که مبین این موضوع است که مقصود از اولی الامر ائمه هستند
چهارم:

در هر زمان، یک نفر وجود دارد که دارای «امر» است، بنابراین از جمع بودن معنای اولی الامر و امر دائمی قرآن به اطاعت از اولی الامر می توانیم دریافت کنیم که آنان افرادی هستند در همه دورانهای بشر حاضر هستند و هیچ زمانی جهان از حضور آنها خالی نمی شود.

 اما حال اگر از سوی دیگر بنگریم در زمان غیبت که همگان دسترسی به امام معصوم ندارند،این اولی الامر چه کسانی اند که میتوان باز هم به این حدیث توجه کرد:«و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها إلی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله علیهم»

اما شما بیان کردید که مراجع تقلید حاضر ادامه دهنده راه امامان مصوم تحت لوای اولیالامر هستند،اما نکته ای که اینجا پیش میاید این است که به چه کسی میشود اعتماد کرد و اگر هرکسی داعیه مرجیعت و ارتباط با امامان معصوم را داشت باید حرفش را پذیرفت؟؟؟؟؟
به اعتقاد بنده اکثرا در اینکه امامان معصوم اولی الامر هستند شکی ندارند در اینصورت بهتر است که درباره چگونگی شناختن کسانی که در زمان غیبت باید این نقش را ایفا کنند صحبت شود که حداقل در مورد من آگاهی ام فزونی یابد....
در پایان سوالی داشتم که آیا اولی الامر با ولی امر مفهوم یکسانیست؟؟؟؟




حسام شهرستانی.....

پاسخ:
سلام همکلاسی عزیز. ممنونم هم از تحلیل خوبت و هم از سؤال حسابیت.
قطعاً به هر کسی که ادعا کرد نباید اعتماد داشت. اما دو راه برای حل مشکل اعتماد به نظر من میرسه.
اولین راه اینه که ما به بدنه مرجعیت و علما اعتماد داشته باشیم. به عنوان مثال اگر نمی تونیم کل افرادی که در حوزه علمیه قم یا نجف حضور دارند رو امین بدونیم لااقل بیشتر اونها رو امین و درستکار بدونیم.
راه دوم هم اینه که اگر نمیتونیم به همه مراجع یا بدنه مراجع اعتماد کنیم لااقل به یکی از آنها اعتماد داشته باشیم. قطعاً از بین بزرگانی مانندآیت الله خامنه ای، آیت الله بهجت، آیت الله مکارم، آیت الله سیستانی، آیت الله وحید، آیت الله صافی و بسیاری علمای عظام دیگر حداقل یک نفر هست که مورد وثوق و اعتماد ما باشه. (اگر به یک نفر از مراجع هم نمی تونیم اعتماد کنیم پس دیگه به چه کسی می تونیم اعتماد کنیم؟!)
در هر دو صورت بالا ما میتونیم احکام درست دینی رو چه در بعد فردی و چه در بعد اجتماعی از کسی که بهش اعتماد داریم بدست بیاریم و مطمئن باشیم اگر اشکال مهمی در مجموعه علما ایجاد بشه مرجعی که مورد اعتماد ماست قطعاً تذکر به موقع خواهد داد.
اولی جمع است برای ولی.
یا علی.
۳۰ مهر ۹۳ ، ۲۱:۳۵ شبنم فقیه

با سلام...

فرقه های غیر شیعه معتقدند اولی الامر همان صحابه پیامبر یا خلفای چهارگانه هستند و در حال حاضر اولی الامر وجود ندارد. ولی این امر ممکن نیست که خداوند در یک دوره، پیامبران و امامان را برای رهبری و راهنمایی مردم فرستاده و در نهایت و پس از امامان معصوم، صحابه پیامبر و خلفای چهارگانه، مردم را بدون هیچ نماینده ای رها کند. زیرا باید کسی باشد تا قوانین دین را متناسب با شرایط زمانی برای مردم توضیح دهد. و یا معتقدند منظور از اولی الامر حکام و فرماندهان اند. بنابراین در هر عصر و هر حکومت، قواعد و قوانین عوض می شوند. و ممکن است قوانین حکومت جدید، ضد حکومت قبل باشد و طبق آیه اطاعت از اولی الامر هم ردیف با اطاعت از پیامبر قرار گرفته و بنابراین بدون هیچ قید و شرطی واجب است که این کاملاً با فرمان خدا تناقض دارد زیرا فرمان خدا و قرآن عوض نمی شود.

اما در مذهب شیعه همه به این معتقدند که اولی الامر همان امامان معصوم اند. در زمان ما، اولی الامر امام زمان هستند که بر تمام امور نظارت دارند و به دلیل غیبت امام زمان ولی فقیه این مسئولیت را به عهده دارند. درست است که ولی فقیه معصوم نیستند ولی برای انتخاب ولی فقیه شرایط و قوانین خاصی وجود دارد. برای مثال با تقوا، با ایمان، آگاه، مقتدر و ... باشد. حریص نباشد و ... که این صفات تا حد بسیار زیادی باعث می شوند که ایشان مرتکب گناه و اشتباه نشوند. در حقیقت ولی فقیه نماینده حضرت ولی عصر محسوب می شوند.

امام صادق (ع) فرمودند : هرگاه (فقیه) بر اساس حکم ما حکم نماید هرکس از او پیروی نکند حکم خدا را سبک شمرده است و مخالفت با ما کرده است و مخالفت با ما، مخالفت با خداست که در حد شرک است.

۳۰ مهر ۹۳ ، ۲۱:۵۷ ابوالقاسمی
با سلام
از آنجا که اختلاف نظر بیش تر روی کلمه اولی الامر است باید گفت که:
بافرض پذیرفتن 2 اصل از 5 اصول دین یعنی توحید و عدل ، انسانها برای شناخت راه هدایت نیازمند  کسانی هستند که این راه را به آن‌ها نشان دهند،(چون عقل و حس دوابزاری که انسان  با استفاده از آنها با اختیار می تواند کارها را انجام دهد تنها کلیات را می فهمند مثلا می داند که پرستش وجود دارد اما نمی داند چقدر و چگونه.....و از جزئیات برخی کارها آگاهی ندارد)، که این امر توسط ارسال پیامبران و موضوع امامت صورت می‌گیرد (تا به نوعی مسئله معاد و پاسخگویی انسان معنا پیدا کند).با توجه به اینکه حضرت محمد آخرین پیامبر الهی بود افرادی بایدباشند که هدایت انسان‌ها استمرار پیدا کند.پس بعد از پذیرش وجود امامان به عنوان یک نیاز دلایل زیادی تاکنون ارائه شده که براحتی می‌توان نشان داد که مقصود از کلمه اولی الامر :امامان در قبل از عصر غیبت ،و ولی امر یا راویان حدیث درعصرغیبت می‌باشد، مثل :آیه تطهیر،حدیث ثقلین(که استمرار اولی‌الامر را نشان می دهد)،حادثه غدیر،و یا حدیث:و اما الحوادث الواقعه فرجعوا فیها الی ..   .
درپایان بنظرم وجود امام یک مسئله ای است که انسان‌ها به آن نیازمندند چون با اطاعت نکردن انسان‌ها از دستورات الهى نه سرعت زاویه‌ای زمین تغییر می‌کند نه خورشید مشکی می شود........ 
با تشکر






۰۱ آبان ۹۳ ، ۱۳:۱۶ سیده مهسا اکبری
با سلام ;
از نظر بنده این دنیا مانند یک کشتی است که در یک اقیانوس طویل قرار گرفته است . همانطور که افراد درون کشتی در طی مسیر با خطرات و حوادث زیادی روبرو هستند انسان های این دنیا هم از شر حوادث و بلایا در امان نیستند. حال افراد درون کشتی را در نظر بگیرید این افراد برای اینکه بتوانند مسیر خود را به سلامت طی کنند به یک ناخدا یا کاپیتان کاردان، دلسوز و آشنا به مسیر و خطرات پیش رو نیاز دارند.می توان مثال کشتی را به این دنیا تعمیم داد. در واقع انسان ها هم برای اینکه بتوانند این مرحله از حیات خویش (حیات دنیوی ) را به سلامت طی کنند نیاز به یک رهبر، راهنما و دلسوز دارند.نکته ای که قابل تأمل است این است که خیلی از جوامع معتقدند با عقل خویش قابلیت این را دارند که به سعادت برسند اما این امری مسلم است که عقل انسان به خودی خود کامل نیست البته نه اینکه ناقص خلق شده باشد نه. عقل در جایگاه خودش کامل آفریده شده است اما دارای محدودیت هایی است که در بعضی مواقع امکان گرفتن تصمیم درست برایش ممکن نیست. با توجه به این گفته ها به نظر می رسد الزامی است خداوند راهنما و رهبری را در همه ی دوران و اعصار برای مردم فرستاده باشد چون در غیر این صورت صفت بزرگ خداوند یعنی عدل الهی نقض می شود.زیرا این سؤال به وجود می آید که این چه خداوند عادلی است که نه وسیله ی شناختن راه درست را به من عطا کرده است (چون عقلی که داده نقص دارد )، نه کسی را فرستاده است که مرا راهنمایی کند آن وقت بارها و بارها در کتابش گفته است به خاطر گمراه شدن ، به خاطر گناه کردن ، به خاطر سرپیچی مجازاتم می کند .در واقع چنین مسئله ای ممکن نیست چون همه ی ما به صفت عدل خداوند واقفیم . در نتیجه خداوند باید برای مردم هر زمانی امام معصومی فرستاده باشد.اما حال در زمان ما که فرستاده ی خداوند به دلایلی که بعضی از آن ها در گرو اعمال خودمان است در غیبت به سر می برد نیاز به یک رهبر و راهنما احساس می شود تا بتواند مردم را هدایت کند. به نظر بنده وجود ین شخص کاملا ضروری است چون تعداد کثیری از مردم خواهان رسیدن به سعادت واقعی هستند که این موضوع بدون حضور یک شخص آگاه ، عادل و خدا ترس ممکن نیست .

۰۱ آبان ۹۳ ، ۱۳:۲۹ محبوبه کمال خانی
باسلام خدمت شما استادگرامی:
در بیانات شما دو موضوع ذکرشده بود،یکی اثبات عصمت اولی الامر و دیگری وجودجانشینان ایشان درزمان غیبت.بامورداول موافقم اما درموردموضوع دوم، تصورنمیکنم که این مسئله منتج این آیه باشد.
ازطرفی در یکی ازپاسخ ها ذکرکرده بودید که ((اگر مفتی ها درمسئله ای اشتباه کنند آیا معصومی هست که به آن هاتذکر بدهد؟))
واین یعنی اگرروحانیون درمسئله ای اشتباه کنند،امام زمان(عج) به آن ها تذکر می دهد؟؟؟!!!
این مسئله راکاملا بعید میدانم.
پاسخ:
سلام دوست گرامی.
ممنون که راهی جدید برای تحلیل موضوع باز کردید.
اگر ما به وجود امام زمان (مورد اول) اعتقاد داشته باشیم قاعدتاً باید مورد دوم رو هم قبول کنیم. چرا که طبق اعتقاد ما امام زمان مانند خورشید پشت ابر هستند. هر چند از دیده ها پنهانند اما مردم از پرتو هدایت ایشان محروم نیستند. که اگر محروم باشند حکمت وجودی ایشان زیر سؤال خواهد بود. امام زمان باید وجود داشته باشند که زمین از ولی خدا خالی نباشد و در کنار هزار بیراهه که پیروان شیطان نشان می دهند دری از صراط مستقیم هم به روی مردم گشوده باشد. اگر در این صراط مستقیم هم کجی ایجاد شود و امام زمان هم به نحوی اصلاح نفرمایند که دیگر طریق حقی باقی نمی ماند و حجت بر مردم تمام نمی شود. شاید ما تصور کنیم که وظیفه امام زمان فقط ظهور و نابودی باطل در زمان موعود است اما اگر چنین بود نیاز نبود امام زمان هم اکنون در قید حیات باشند. بلکه کافی بود ایشان مقارن زمان ظهور متولد شوند یا مانند حضرت عیسی به آسمان عروج کنند و در زمان ظهور بازگردند. ضمن اینکه ما معتقدیم پرونده اعمال ما در هر هفته به رؤیت امام می رسد و مقدرات ما در شب قدر به امضای امام زمان می رسد پس ایشان بر ما اشراف دارند و قطعاً گمراهی و ضلالت را بر محبان خود نمی پسندند.
برای روشن شدن بهتر موضوع در یکی از پست های آینده حکایت حاج علی بغدادی را نقل خواهم کرد.
یا علی.
۰۲ آبان ۹۳ ، ۰۱:۲۹ سیده فاطمه هاشمی

با سلام خدمت استاد محترم.

باتوجه به گفته های شما اینکه ما شیعیان موظفیم در دوره غیبت از ولیان فقیه پیروی کنیم جای بحث نیست چرا که شما در سخنانتان این موضوع را اثبات کردید اما سوال اینجاست که در سایر فرقه های اسلامی برای حل مسایل روز و سوالات شرعی چه می کنند؟

با توجه به مطالبی ک راجع به برخی فرقه های اسلامی مطالعه کردم اینطور برداشت کردم که در سایر فرقه های غیر شیعه معتقدند که چون در حال حاضر صحابه پیامبر وجود ندارد پس اولی الامر هم وجود ندارد. اما میدانیم ک اسلام دین دیروز و امروز و فرداست و نیاز به دین برای انسان ها همیشه باقی ست و با پیشرفت زمان مسایل و سوالات جدیدی در زمینه دینی برای مردم مطرح میشود که پاسخ گوی قابل اعتماد باید وجود داشته باشد. حال که به اعتقاد سایر فرقه های غیر شیعه اولی الامر وجود ندارد به ناچار برای مشکلات و مسایل روز یا به عقل خود و یا به رهبرشان مراجعه میکنند که رهبرشان نیز جز با مراجعه به عقل خود راه دیگری برای پاسخ گویی ندارد و همه میدانیم که عقل انسان به تنهایی ناقص است پس مسلماً مجرایی که سایر فرقه های غیرشیعه برای حل مشکلات خود از آن استفاده میکنند قابل اعتماد نیست. چرا که اگر قرار بود عقل قادر به پاسخ گویی مسایل روز باشد دیگر نیاز به وجود امام عصر (عج) در پشت پرده غیبت وجود نداشت. در حالیکه امام زمان (عج) خود فرمودند ک در زمان غیبت همانند خورشید پشت ابر می مانم گرچه از نظر ها پنهانم ولی هدایتم همانند نوری به جهانیان می رسد ونیز از زمان خلقت انسان تا قیامت زمین از حجت خدا خالی نمیماند چرا که خالی بودن زمین از حجت خدا بهانه و دستاویزی برای گمراهان خواهد بود.

با تشکر.

۰۶ آبان ۹۳ ، ۱۱:۴۰ حسینعلی رمضانی

با سلام خدمت شما استاد گرامی

در جهان امروز ما ک ب دو قطب غرب و شرق تقسیم شده است دو نوع نگرش تازه به زندگی انسان وجود دارد که اتفاقا نگرش غرب پا بر نگرش شرق نهاده و در تلاش برای تغییر این نگرش سنتی است.در واقع نگرش غرب در تلاش برای تامین زندگی دنیوی مردم و شرق در تلاش برای تامین زندگی اخرویه انسان است.ایا انسان قرن 21ام حاضر ب از دست دادن زندگی مادی و در عوض ساخت اخرت خویش است.وقتی به نگرش غرب اشاره میکنیم در درون ان به ادیان غرب هم اشاره میکنیم.ادیانی که ضرورت امروز انسان را تامین زندگی دنیایی او میدانند و در پس ان دلنگران اخرتش هستند.حال در این بحبوحه جنگ و نزاع بر سر نان ایا اسلام اطاعت از الی الامر زمانه خود را مقدم بر جان و مال میداند؟...

سلام به استاد و دوستان عزیز
این متن بسیار عمیق بود و حرف های بسیاری میشه در موردش زد.. با خوندن متن و نظر دوستان چند نکته ب نظرم رسید ک لازم دونستم بگم.
نظر شما در مورد آیه ی "لا اکراه فی الدین" که اتفاقا ایه ی نجات بخش و بهونه ی خیلی ها برای فرار از انجام فرایض هست چیه در حالی که گفتین "در این آیه، اطاعت از اولی الامر هم ردیف با اطاعت از پیامبر قرار گرفته و بطور قطع و بدون چون و چرا لازم شمرده شده است"
استاد عزیز پایه ی حرف درسته شکی هم دراین نیست. ولی شما به نتیجه ی اسلام داشتن مردم و ناظر بودن اولیای فقیه و... نگاه کنید! اگه شما با یک راننده ی تاکسی به مثال دردو دل کنید به شدت تحت تاثیر قرار میگیرید و به قول ایشون (که اتفاقا هم درسته!) مقصر بالاسری ها هستن! حالا که ما اولی الامر رو قبول داریم و رهبری هم در راس امور هستند و مراجع هم درحال راهنمایی و رفع مشکلات مردمند، پس مشکل کجاست که وضعیت جامعه اینه؟ به قول دوستمون مگه کشور های توسعه یافته اولیالامر داشتن؟!!! 
والا من در مورد بقیه ی ادیان و اینکه چطور رفع اشکال میکنند اطلاعات دقیقی ندارم، ولی انچه ک مسلمه کامل و بی نقص بودن اسلام عزیز و مخصوصا مذهب ما شیعیان هست.. ولی افسوس که ریا کاری ها و گذاشتن کم کاری به گردن دین و... چهره ی این دین بزرگ رو مخدوش کرده. خب حالا سوال اینجاست که ما همه میدونیم مقصر چیه و ریاکارا کیان و چپاول ها توسط چه کسانی انجام میشه! پس چرا امام ما (امام زمان (ع)) کاری نمیکنن؟ مگه اینطور نیست که دید مردم داره روز به روز بدتر میشه؟ خب سکوت تا کی؟
بحث زیاده فک کنم همینقد کفایت میکنه
یا علی
پاسخ:
سلام برادر. به قول خودت بحث عمیقه و از جنبه های مختلف میشه بهش نگاه کرد.
در مورد آیه ای که گفتی باید به کل آیه نگاه کرد. 
"لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ" . یعنی: "در دین اجبارى نیست چرا که راه از بیراهه آشکار شده است. پس هر که به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد، یقینا به محکم‏ترین دستاویز دست آویخته است که هرگز نخواهد گسست، و خداوند شنواى داناست"
ما در پذیرش یا عدم پذیرش اسلام اجباری نداریم بلکه باید با اختیار و از روی آگاهی ایمان بیاریم. اما اگر ایمان آوردیم و مسلمان شدیم باید از دستورات خدا (قرآن) و پیامبر و اولی الامر (اهل بیت) بدون هیچ شرطی تبعیت کنیم و این در واقع همان دستاویز محکمی است که در ادامه آیه به آن اشاره شده است. 
مشکلات کشور هم که اشاره کردید قبول دارم. متاسفانه سوء عملکرد خودمون این مشکلات رو ایجاد کرده. طبق آمار ما ایرانی ها فقط نیم ساعت در روز کار مفید می کنیم و از لحاظ تنبلی بعد از اعراب در رتبه دوم هستیم. در حالیکه مردم کره جنوبی در روز بیشتر از نه و نیم ساعت کار مفید می کنند. فکر کن اگر ما فقط یک سال مثل کره ایها کار کنیم کشورمون چقدر ترقی میکنه. مسؤولین کشور هم بخشی از ما مردم هستند. اگر برخی از اونها کم کاری می کنند به خاطر اینه که برخی از ما کم کاری می کنیم. اگر کسی از آنها دزدی و حرامخواری می کنند به خاطر اینه که کسانی از ما دزدی و حرامخواری می کنیم. هر کشوری با هر نظامی چه اسلامی و چه غیر اسلامی اگر مشی مردمش اینگونه باشه با همین مشکلات که ما داریم مواجه خواهد شد. مضاف بر اینکه دشمنان خارجی هم از هر طریق ممکن به ما فشار وارد می کنند. از کشورهای غربی و عربی و غیره همه به روشهای گوناگون به فکر ضربه زدن به ما هستند. از تحریم اقتصادی و سیاسی و تهاجمات فرهنگی و . . . . این فشارها وقتی برداشته میشه که ما از اصولمون دست برداریم. اصولی که قبل از اسلامی بودن انسانی هستند. به عنوان مثال به رسمیت شناختن و حمایت از اسرائیل جنایتکار که دستش به خون هزاران بیگناه آلودست کمترین کاریه که باید انجام بدیم.
حقیقتش من فکر میکنم خدا ما انسانها رو در آزمونهای سخت قرار میده. از طرفی به کشورهای دیگه نگاه میکنم که مردمش کافر و فاجر و . . . هستند و در گمراهی عظیمی به سر می برند و به سختی میشه در آنجا راه نجات را پیدا کنند. از طرفی در کشور ما که آیین درستی در دست مردم قرار داره انواع امتحانات دشوار بر سر راه نجات وجود داره. بی حجابی، بی حیایی، بی عفتی، حرامخواری، رشوه خواری، رباخواری، پارتی بازی و هزار گناه دیگه آزمون ما رو هم سختی آزمون مردم کشورهای دیگه میکنه. و به نظر من کسی که در این کشور که مملکت امام زمانه به جای خدمت به خیانت و فساد و کم کاری و جمع آوری مال نامشروع رو بیاره عاقبت  و آخرت شومی خواهد داشت.
در پایان کلام هم بد نیست در این آیات از قرآن تأمل کنیم:
لاَ یَغُرَّنَّکَ تَقَلُّبُ الَّذِینَ کَفَرُواْ فِی الْبِلاَدِ * مَتَاعٌ قَلِیلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ
گشت و گذار و جولان کافران در شهرها تو را نفریبد.  این بهره‏ اى ناچیزى است و سپس جایگاهشان جهنّم است که بد جایگاهى است.
به نظر من باید تلاشمون رو بکنیم تا خودمون و اطرافیانمون رو به خوب بودن و صلاح تشویق کنیم تا انشا الله کم کم همه مردم و در نهایت کشور به سوی خوبی گام بردارند.
یا علی.
۱۱ آبان ۹۳ ، ۱۵:۰۸ شایان حمیدی
با سلام ...
شیعه به اتفاق معتقدند این آیه مردم را به اطاعت مطلق و بدون قید و شرط از خدا و رسول و اولی الامر که مانند خدا و رسول معصوم می باشند، دعوت می کند و در موارد اختلاف به حکم دین که توسط خدا و رسول که از جانب خدا حق تشریع دارد، تشریع شده، ارجاع می دهد.
در روایات شیعه هم از رسول خدا رسیده که منظور از "اولی الامر" امام علی و فرزندان معصومش می باشد. این روایات را بعضی عالمان اهل سنت هم نقل کرده اند.
اما اهل سنت اتفاق کرده اند که این آیه را بر غیر امامان تفسیر کنند.
اهل سنت منظور از اولی الامر را فرماندهان سپاه ها در زمان پیامبر که از جانب ایشان منصوب می شدند، خلفا، فرماندهان و حاکمان و عالمان و ... تفسیر کرده اند.
برای باطل کردن قول های اهل سنت و اثبات قول شیعه کافی است. به استدلال بزرگترین مفسر اهل سنت یعنی فخر رازی در تفسیرش توجه کنیم.
ایشان بر خلاف غالب مفسران اهل سنت "اولی الامر" را به "هیئت اهل حلّ و عقد"(خبرگان امت ) تفسیر کرده بعد همه اقوال اهل سنت را با استدلال زیر باطل نموده است. استدلال او به این شرح است:
خداوند در این آیه به قطع و بدون قید و شرط به اطاعت از "اولی الامر" امر کرده است و از این گونه امر کردن می فهمیم که "اولی الامر" باید معصوم و در امان از لغزش و خطا باشد و گر نه خداوند به اطاعت از خطا و لغزش آنان امر کرده و حال این که اطاعت از لغزش و خطا به امر خدا ممنوع است و نمی شود در فعلی هم خدا امر کند و هم نهی نماید. پس این امر به اطاعت مطلق و بدون قید و شرط بر عصمت مطاع و صاحب امر دلالت دارد.
ایشان با این استدلال قاطع خود همه اقوال دیگر عالمان اهل سنت را باطل کرد. زیرا خلفای اربعه یا خلفا یا عالمان و فرماندهان و ... هیچ کدام معصوم نیستند تا خدا به اطاعت مطلق از آنان امر کند. بعد ادامه می دهد این معصوم ، هم وجود دارد و هم ما باید بتوانیم آن را شناسایی کنیم تا مطیع آن شویم و چون افراد امت معصوم نیستند پس قطعا منظور از "اولی الامر"، "اهل حل و عقد" و هیئت علمای مسلمانان می باشند.
استدلال فخر رازی بر عصمت اولی الامر همان گونه که خودش هم گفته، برهان قاطع است اما تطبیق آن بر اولی الامر متاسفانه ضعیف و سست است. زیرا "هیئت اهل حل و عقد" جز جماعت عالمان و فقیهان و خبرگان امت نیست و این جماعت چیزی جز مجموع افراد نمی باشد و هم چنان که تک تک آنان جایز الخطا هستند ، مجموع آنان نیز جایز الخطا است. البته وقتی این مجموعه بعد از بحث و مشورت و همفکری و ... تصمیم بگیرند، احتمال خطایشان کمتر است. ولی صفر نمی شود تا قایل به عصمت آنان شویم و اشکال حقی که بر اقوال دیگر کرد، بر قول خود او هم وارد است.
بله همان گونه که او به خوبی استدلال کرده، "اولی الامر" قطعا باید معصوم باشد و افراد معصوم اگر در بین امت نباشند، پس خدا امر به چیزی کرده که امتثال شدنی نیست پس قطعا افراد معصومی هستند. ولی ما نمی توانیم خودمان معصوم را شناسایی کنیم و باید از پیامبر بخواهیم آنان را معرفی کند و به سراغ قرآن برویم و ببینیم آیا قرآن افرادی را به عنوان معصوم معرفی کرده است.
قطعا هم پیامبر افراد معصوم را معرفی کرده و وظیفه خود دیده که معرفی کند و امت را حیران نگذارد و هم امت از پیامبر پرسیده اند و اگر در روایات جستجو کنیم. هنوز هم این روایات را کم و بیش پیدا می کنیم و اگر نیست قطعا به خاطر ممانعت هایی بوده که صورت گرفته تا این روایات به دست ما نرسد ولی باز هم کم و بیش رسیده است.
علاوه این که خود قرآن هم عصمت افرادی را به اشاره اعلام کرده است . کسانی که آیه تطهیر(33 احزاب ) ، آیه مباهله (61 ال عمران)، آیه ولایت(55 مائده ) و ... در مورد آنان نازل شده ، معصوم بوده اند.
۱۵ آبان ۹۳ ، ۱۲:۲۸ سعید کوچکی بیدگلی

باسلام 

به نظرمن.همانطور که شمادرسوال فرموده اید:ایا دراعتقادسایرفرقه های اسلامی...اگرواقعافرقه ای اسلامی باشد.پس بایدفردی به عنوان اولی الامرانتخاب شود که ازنظرقران وخداواسلام واجدشرایط باشد واگرفردی به عنوان اولی الامر انتخاب شود که واجدشرایط نباشد.پس در اینصورت نمیتوان ان فرقه را اسلامی دانست.از طرفی خداوند به انسان قوه ی عقل داده است تا انسان بتواند از ان استفاده کند.پس باید خود مردمان ان جامعه هم ببیند که ایا فردی که به عنوان اولی الامراست واقعا واجد شرایط است یا نه؟       

۱۵ آبان ۹۳ ، ۲۱:۴۳ عباس ابراهیمی (طراحی 2)
با سلام خدمت استاد گرامی 
با توجه به این ایه است که در می یابیم اسلام بهترین و کاملترین دین است چرا هم برای دنیا و هم برای اخرت انسان برنامه دارد انسان نمی تواند همه علوم را داشته باشد بلکه  برای دست یابی به سعادت دنیا و اخرت نیاز به راهنماییان امین دارد و چه کسی بهتر از پیامبر و امامان برحق و کسانی که جانشینان بحق انانند اگر چه اسلام و دستورات دینی ان هیچوقت کهنه نمی شوند و لی گذر زمان و پیشرفت علوم سوالات و پرسش های زیادی را در ذهن افراد ایجاد می کند که چه کسی باید پاسخ صحیح به انان بدهد انان همان اولی الامر هستند یعنی جانشینان بحق امامان که باید فقیه عادل و اگاه به مسایل زمان خویش باشند همه می دانیم زمین هیچوقت از حجت خدا خالی نمیشود اما اینکه همه انسانها به این درجه از تقوا برسند که با امام زمان خود ارتباط داشته باشند بسیار کم هستند پس وجود اولی الامر نیز یکی از دلایل مهم کمال دین محمدی است
۱۵ آبان ۹۳ ، ۲۲:۰۵ مهدی تقی پور (طراحی 2)
با سلام خدمت استاد گرامی 
بحث ولایت و رهبری در جوامع اسلامی و حتی غیر اسلامی بجث بسیار مهمی است چرا از یک طرف انسان خود را نیازمند میداند و از طرفی در انتخاب فردی که این نیاز ها را برطرف کند دچار مشکل است چه کسی عالمتر است با توجه به ایه فوق تکلیف مشخص است اما در همه جوامع بشری ایا این قانون صدق میکند  وقتی به نهاد درونی خود توجه کنیم فطرت خداجویی و پرستش ایجاب می کند که دنبال یک ارتباط دهنده بین خالق و مخلوق باشیم همه این را قبول دارند مثلا ان کسی که گاو چوب سنگ یا بت را می پرستید می خواهد بگوید ای موحدان و خداپرستان من هم خدا پرستم اما در تشخیص حقیقت مانده ام اسلام این مسئله را حل کرده است اما یک ایراد در مراجع تقلید ما است که باید قبول کنیم و ان عدم صدور دستورات دینی بر اساس مقتضیات زمان و مکان است 
پاسخ:
سلام برادر. ممنون از نظری که نوشتی. میشه یه مثال از  عدم صدور دستورات دینی بر اساس مقتضیات زمان و مکان بزنی تا منظورت مشخص تر بشه؟ یا علی.
۰۲ آذر ۹۳ ، ۲۰:۵۷ ابوالفضل رحمن نیا
باسلام.
به نظر بنده تشکیل حکومت اسلامی برای آماده سازی شرایط حکومت ولی معصوم و قرار گرفتن فقیهی البته جامع الشرایط برای رساندن این حکومت به هدفش در نبود امام زمان ، امری واضح است که تمامی علما به آن اذعان دارند.
اما اختلافاتی نیز وجود دارد ، و این اختلاف در برقراری نوع حکومت و شخص اول آن و چگونگی انتخابش است که از آن به عنوان رهبر یاد میشود.
به نطر بنده دو نکته کلیدی وجود دارد ، اول باید دید آیا این حکومت ویژگی های حکومت اسلامی را دارد یا خیر؟ آیا نام گذاری اسلامی برای اسلامی شدن و یا اسلامی ماندن کافیست یا نه؟
دوم اینکه شخص مورد انتخاب برای رهبری صلاحیت پذیرش این مسند مهم را دارد یا نه؟
آیا با وجود صلاحیت دارای اختیاراتی که شرع در اخیار او میگذارد هست یا نه؟
آیا امتیازات و اختیاراتی که شرع ( تاکید میکنم شرع ) به او داده است اجرا میشود یا فقط در حد چند قانون نوشته شده در کتاب قانون است؟
اینها به نطرم سوالات کلیدی هستند که در رابطه با حکومت ولی فقیه مهمترین سوالات هستند و باید به آنها پاسخ داده شود. 
۰۹ آذر ۹۳ ، ۰۲:۱۸ پیام منصف
با سلام
تقریبا دوستان حرفهایی را که باید زده شوند رو گفتند،و تکرار کردن آنها مثمر ثمر نیست.امل من میخوام بگم که تشکیل حکومت اسلامی در نبود امام رمان برای چیست؟ آیا جز برای آماده کردن اوضاع و بهتر کردن شرایط برای تحقق ظهور و برقراری حکومت جهانی مهدی (عج) است؟سلیمان صرد خزایی بعد از واقعه کربلا تواب شد و آمد پیش امام سجاد که قیام کند ، اما امام نپذیرفتند.توابین گفتند که اول این بار حکومت تشکیل میدیم بعد به امام میگیم بیاد ،مختار هم شبیه به همین اعتقاد رو داشت.
به اعتقاد من وقتی ما هم انقلاب میکنیم و حکومت تشکیل میدهیم هم باید همچینین تفکری داشته باشیم که هدف از تشکیل حکومت با محوریت ولی فقیه در نبود امام زمان آماده کردن اوضاع برای ظهور مهدی (عج) باید باشد.
اما به نظر میآید که ما در حال درجا زدن که چه عرض کنم ، در حال فاصله گرفتن از آرمان اصلی انقلاب باشیم.
تقریبا همه شعار اصلی انقلاب ما را فراموش کردند.شعار ما استقلال آزادی جمهوری اسلامی نبود بلکه این بود : خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما.وگرنه چرا باید بعد از گذشت 35 سال از انقلاب هنوز میگوییم انقلاب؟مگر فرانسه اتقلاب نکرد،بله اما بعد از تشکیل حکومت دیگه کسی انقلاب انقلاب نکرد.پون به هدف قیام خودشون رسیده بودند ، اما آیا ما به هدف انقلاب خود رسیدیم ؟ آیا برای تحقق هرچه سریعتر آن تلاش میکنیم؟ پاسخ اینجانب منفیست.
سلام استاد
سوالی داشتم که خیلی ذهنم رو مشغول کرده اونم اینه که ..
آیا امام زمان با مردم یا مرجعیت در ارتباطند؟

اگه بله ارتباط دارند با چه کسی ارتباط دارن هر کسی می تواند این داعیه را داشته باشد و هرکسی هم به یک نفری اعتماد میکند که خود یعنی اختلاف، چرا هیچ حجتی برای اطاعت از یک نفر خاصی وجود ندارد؟ چرا مراجع هرکدام فتوای خاص خودشان را دارند؟ مگر حق در هر موضوعی متفاوت است که هر مرجعی در یک موضوع واحد نظری متفاوت میدهند؟ و چه نیازی به این همه مرجع وجود دارد؟و چرا خود مراجع از نفری که با امام زمان(عج) در ارتباطند تبعیت نمی کنند؟

اگر خیر که باز می گردیم سر پله اول یعنی مثل سنی ها باید بگیم اولی الامر را اجماع مردم تعیین می کند و چون در آیه شریفه بالا فعل امری اطاعت کردن از اولی الامر ، عطف به اطاعت رسول شده یعنی اگر سطح اهمیت قدسی داشت مانند خدا و رسول برای آن هم بصورت جدا اطیعوا آورده میشد و تقریبا بنظرم منطقی میاد..
پاسخ:
سلام برادر خوبم. جواب قسمت آخر سؤالت رو میتونی در جوابی که به یکی از برادران اهل سنت در مطلب "سؤالی از برادران اهل سنت"دادم پیدا کنی. کلاً بحث جالبی در اون مطلب با هم داشتیم که ببینی شاید برات جالب باشه.
قطعاً کسانی هستند که با امام زمان ارتباط دارند اما این مسأله رو اعلام نمیکنند و اگر کسی اعلام کرد که با امام ارتباط داره باید اون رو دروغگو بدونیم (طبق احادیث اهل بیت). چون مؤمنین واقعی که با امام ارتباط دارند این مسأله رو مخفی نگه میدارند اما کسانی هم هستند که برای سودجویی ادعای ارتباط دارند و ما نباید حرفشون رو قبول کنیم.
شاید بشه مرجعیت را با پزشکی مقایسه کرد. در واقع مرجع رو میتونی متخصص دین بدونیم اگر پزشک رو متخصص بدن بدونیم. در واقع چند صد هزار نفر درس دین میخونند و از بین اونها فقط چند نفر به مرجعیت میرسند. همونطور که پزشکهای زیادی از دانشگاه فارغ التحصیل میشوند و به تخصص میرسند عده ای هم در درس دین به تخصص میرسند که خبره ترین اونها به عنوان مراجع تقلید شناخته میشوند و از ما خواسته شده با تحقیق عالم ترین مرجع رو پیدا کرده و ازش تقلید کنیم.
همونطور که پزشکان متخصص ممکنه در برخی مسائل مانند تشخیص، روش درمان و خیلی چیزهای دیگه با هم تفاوت نظر داشته باشند این امر در مورد مراجع هم به نحوی صادق هست.
ضمن اینکه اگر ما فقط چند پزشک داشته باشیم این چند پزشک به تنهایی از پس این همه مراجعه کننده بر نمی آیند. به همین صورت یک مرجع نیز با توجه به مسؤولیتهای بالایش از پس این همه مقلد بر نخواهد آمد و با توجه به افزایش جمعیت لازم است تعداد مراجع نیز بیشتر باشد.


ببخشید یادم رفت اینم اضافه کنم
در آیه شریفه گفته شده اگر در چیزی نزاع داشتید به خدا(قرآن) و رسول(سنت) مراجعه کنید 
پس چرا رجوع به اولی الامر را نیاورده مگر در چیزی می توان با اولی الامر معصوم اختلاف داشت حالانیکه امام خود حجت است و از سوی خدا تعیین شده!!!
به نظرم نیاز به این همه بحث و جدل و تعصب و دفاع از عقایدی که از پدرانمون به ارث برده ایم نیست (همانند مشرکانی که در دفاع از خود به پیامبر میگفتند آیا از دین پدرانمان بازگردیم) در حالی که خود قرآن (مبین) همه چیز را به وضوح برایمان گفته ...


پاسخ:

دوباره سلام دوست عزیزم. چرا یک دفعه عصبانی شدی؟ من که نگفتم منطق من رو قبول کن یا از پدرانت تقلید کن. اتفاقا به نظر من بهتره که آدم ادله مذاهب دیگه رو هم مطالعه کنه و همین طور که شما به اعتقاد شیعه در مورد این آیه دقیق شدی در اعتقاد اونها هم دقت کنه و در نهایت هر مذهبی که منطقی دید انتخاب کنه. اما در مورد سؤالی که پرسیدی:

منظور از اخـتـلاف و تـنـازع در این آیه فـوق ، اخـتـلاف و تـنـازع در احـکـام اسـت نـه در مـسـائل مـربـوط بـه جـزئیـات حـکـومـت و رهـبـری مـسـلمـیـن، زیـرا در ایـن مـسـائل مـسـلمـا بـایـد از اولوا الامـر اطـاعـت کـرد هـمـانـطـور کـه در جـمـله اول آیـه تـصـریـح شده.  بنابراین منظور از آن اختلاف در احکام و قوانین کلی اسلام است که تشریع آن با خدا و پیامبر است. زیرا میدانیم امام فقط مـجـری احـکـام است ، نه قانونی وضع میکند، و نه نسخ میکند، بلکه همواره در مسیر اجرای احـکـام خـدا و سـنـت پـیـامـبـر است ، و لذا در احادیث اهلبیت میخوانیم که اگر از ما سخنی بر خلاف کتاب الله و سخن پیامبر نـقـل کـردنـد هـرگـز نـپـذیـریـد، مـحـال اسـت مـا چـیـزی بـر خـلاف کـتاب الله و سنت پیامبر بگوئیم، بنا بر این نخستین مرجع حل اختلاف مردم در احکام و قوانین اسلامی خدا و پیامبر است که بر او وحی میشود و اگر امامان معصوم بیان حکم مـیـکـنـنـد، آن نـیز از خودشان نیست بلکه از کتاب الله و یا علم و دانشی است که از پیامبر به آنها رسیده است و به این ترتیب علت عدم ذکر اولوا الامر در ردیف مراجع حل اختلاف در احکام روشن میگردد.

استاد عزیز بنده عصبانی نیستم فقط میگم فقط چون اعتقاد پدرانمون بر چیزی هست نباید دنبال توجیه آن باشیم بلکه اگر دیدیم برخلاف عقل آدمیست باید آن را کنار گذاشت (عقل مقدم بر شنیده هاست)

در مورد جواب سوال اول باید بگم اگه کسی که با امام در ارتباطه و اون رو مخفی کنه پس مردم چطور از این ارتباط سود بجویند در حالیکه مرجعشان یکی دیگر است که نظرش با مراجع دیگر  ممکن است درباره موضوعی خاص متفاوت باشد؟
مگر دو راه حق و درست می تواند با هم متضاد باشد؟!!!

در مورد جواب دوم هم باز قانع کننده نیست
آخر مگه چگونه امام حرفی میزند که برخلاف خدا و رسول باشد یا در آن باره نداند و مجبور شویم به خدا مراجعه کنیم در حالیکه امام بین ماست؟ هرچند این مطلب احکام باشد 
  
پاسخ:
سلام دوباره برادر. مراجع در امور اصلی و اساسی با هم اختلاف ندارند که به خاطر تفاوت در فتاوی آنها نگران باشیم و راه آن ها را متفاوت و متضاد بدانیم.
برای بهره مند شدن از امام زمان نیز لازم نیست با ایشون ارتباط حضوری داشته باشیم یا کسی رو پیدا کنیم که با ایشون ارتباط داره. امام زمان در حال حاضر خلیفه خدا بر زمین هستند و از احوالات ما آگاهند. حتی انسان هایی که به ایشان اعتقاد ندارند یا حتی به خدا اعتقاد ندارند از فیوضات امام زمان بهره مند میشنود. چرا که فیض الهی در این زمان به واسطه ایشان به ما میرسد.
جواب سؤال دومت رو هم دادم. ما اگر برای اختلافی به ائمه هم مراجعه بکنیم ایشان با ارجاع به خدا و رسول اختلاف را حل میکنند. مثلاً اگر دو نفر با هم اختلاف کنند که نماز صبح دو رکعت است یا سه رکعت است و به امام مراجعه کنند امام آنها را به سنت پیامبر ارجاع میدهند که نماز صبح را دو رکعتی میخواند. یا اگر دو نفر بپرسند که باید دست بسته یا با دست باز نماز خواند امام ارجاع میدهند که پیامبر با دست باز نماز میخواند. از خودشان قانون وضع نمیکنند اما قانون پیامبر را میدانند و علم پیامبر را به ارث برده اند.
سلام استاد عزیزم
آیا این پاسخی که دادید یه نوع طفره رفتن نیست ؟!
آیا مسائلی مثل ازدواج موقت و امثالهم که بعضی مراجع تحریم میکنند و بعضی مجاز میدانند بنوعی حلال خدا را حرام یا حرام را حلال کردن نیست؟!
چرا امام به مرجعی که فتوای اشتباهی داده تذکر نمی دهند که نظرش را اصلاح کند؟
پاسخ:
سلام برادر. بعید میدونم هیچ مرجعی در عالم شیعه ازدواج موقت رو حرام بدونه. شما یه موضوع جدی که مراجع در اون اختلاف دارند پیدا کن من قول میدم تحقیق کنم.
استاد !
خواهشا پاسخی را که میدهید قبلش خودتان هم کمی درباره این دوگانگی ها تامل بفرمایید
به نظرم تموم این بن بست ها از نگاه های  غیر منطقی و معجزه گونه به زندگی امام و توانایی های امام نشات میگیره و فکر می کنیم که جواب سوالات رو از طریق توانایی های خارق العاده امام هم می توان گرفت درحالیکه خداوند دوست داره کارها رو با سبب انجام بده (مسبب الاسباب)
که با انجام کارها توسط امام کاملا منافات داره
و چون میدانیم ادعای وجود امام زمان با عقل جور درنمیاد همش درصدد توجیه نبود مدرک برای وجود وی هستیم
مثل گفتن 
فقط اشخاص معدودی با امام درارتباطند که اونها این ارتباط را علنی نمی کنند . خب اگه علنی نکنند که وجود این واسطه ها مثل وجود خود امام سودی نداره 
امام رو هم نمیشناسیم واسطه هاش رو هم نمیشناسیم
پس در واقع وجود و نبود امام در یه سطحه ...
پاسخ:
سلام برادر خوبم. پس اجازه بده در مورد این سؤالت کمی بیشتر فکر کنم. انشا الله پاسخم رو همین جا قرار میدم. فقط به من بگو قرآن رو قبول داری یا نه تا بدونم چه جوری باید جواب بدم. یا علی.
سلام مجدد استاد عزیز
قرآن رو صددرصد قبول دارم!
حدیث و روایت رو در این خصوص نه!
با تشکر
پاسخ:
سلام عزیزم. حالا سؤالت رو هم دقیق یک بار دیگه بپرس تا دقیق دنبال جواب باشم. کلا تشیع رو قبول نداری؟ یا هم تشیع و هم تسنن رو قبول نداری؟ یا شیعه رو قبول داری ائمه رو قبول داری اما امام زمان رو قبول نداری؟
ضمنا ممنون که اینقدر پیگیری. آدم عاقل حتما باید در مورد مذهبش پیگیر باشه و راه حق رو با منطق انتخاب کنه. انشا الله در همه شئون زندگی موفق باشی.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی